الاترُجَّة [ 1 ] رِيحُها طَيِّبٌ . و طَعمُها طَيِّبٌ و أمّا الَّذى لَم يُؤتَ الإيمانَ و لا القُرآنَ ، فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الحَنظَلَة طَعمُها مُرٌّ و لا رِيحَ لَها . [ 2 ]
عالم به قرآن داراى نور و تراوشات جانبخش است
از اين روايت استفاده مىشود كه شخص عالم به قرآن داراى نور و تراوشات جانبخش و عارف بر طرق سير و سلوك و راههاى وصول به خدا و موانع و سدهاى اين راه و طريق رفع موانع و وصول به مقصود است ؛ و اين همان خصوصيّتى است كه امام عليه السّلام او را تعبير به بوى خوش مىفرمايد . به خلاف شخصى كه بواسطهء عمل و دستگيرى از امام و ولىّ به مرحلهء ايمان رسيده و جانش شيرين شده است ، ولى چون از راه سير و سلوك و طريق وصول و رفع موانع و خاطرات شيطانى و الهامات ربّانى و راه تمييز بين نفخهء الهى و نزع ابليس اطّلاع ندارد لذا فائدهاى نمىتواند برساند و راهبر جمعيّتى بسوى خدا نمىتواند بشود ؛ خلاصه وجود او لازم است و متعدّى نيست ، هرچه خوبست براى خود اوست و تراوشى به غير نمىتواند بنمايد . چون قرآن كتاب نفس بشر
هامش
1 - اترجه : ترنج
2 - الكافى ، ج 2 ، ص 604 : [ مردم چهار دسته هستند . گفتم : فدايت شوم ، آنها كيستند ؟ حضرت فرمود : مردى كه به او ايمان داده شده ولى قرآن داده نشده است ، و مردى كه به او قرآن داده شده و ايمان داده نشده است ، و مردى كه به او قرآن و ايمان هر دو داده شده است ، و مردى كه به او نه ايمان و نه قرآن هيچ يك داده نشده است .
من گفتم : فدايت شوم ، حال اين دستهها را براى من بيان كن ! حضرت فرمود : امّا آن كس كه به وى ايمان داده شده و قرآن داده نشده است مثل او مثل خرما است كه مزهاش شيرين است و بو ندارد ؛ و امّا آن كس كه به وى قرآن داده شده و ايمان داده نشده است مثل مورد است كه بويش خوب است و مزهاش تلخ است ؛ و امّا آن كس كه به وى ايمان و قرآن داده شده است مثل ترنج است كه بويش خوب و مزهاش خوب است . و امّا آن كس كه به وى ايمان و قرآن داده نشده است مثل حنظل و هندوانهء ابوجهل است كه مزهاش تلخ است و بو هم ندارد . ]