تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
و يك بار دستورات راجع به افراد نيست بلكه انواع و اجناس و طبايع كليّه در نظر گرفته شده است ، مثل آنكه طبيب بگويد : هر كس صفرا دارد بايد سركنگبين بخورد ؛ يا آنكه بگويد : سركنگبين رافع صفراست . در اين صورت اين حكم كلّى به تمام افرادى كه در تحت اين عنوان واقعند منطبق مىشود ، و تمام افرادى كه صفرا دارند به هر خصوصيّت كه باشند ، زن و مرد ، سياه و سفيد ، كوچك و بزرگ ، غلام و آزاد ، مؤمن و كافر ، كوتاه و بلند فرق نمىكند ، بايد اين دارو را استعمال كنند ، و فائدهء اين دارو نسبت به جميع افراد على السّويّه است ، زيرا خصوصيّات افراد ابداً دخالتى در تأثير دارو ندارد بلكه تمام مؤثّر همان وجود صفرا در مزاج آنانست . احكام قرآن برداشته شده از طبايع انسان و غرائزى است كه خداوند انسان را با آن غرائز سرشته و آفريده است ، و چون اين احكام براى تكميل و رشد اين غرائز است لذا هميشه ثابت و غير قابل تغيّر خواهد بود ؛ مگر آنكه انسان غرائز انسانى خود را از دست دهد ، در اين صورت غير انسان خواهد شد و اين فرض تبدّل ماهيّت و محال است . پس تا انسان انسان است براى او اين احكام جارى و سارى است ؛ چون خصوصيّات فرديّه و مميّزات ابداً در اين احكام مدخليّتى ندارد ، و هر حكمى كه روى موضوعى آمده ، وجود آن موضوع كلّى بدون دخالت خصوصيّت فرديّه تمام علّت براى استجلاب آن حكم است فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتى فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ ، مُنيبينَ إِلَيْهِ وَ اتَّقُوهُ وَ أَقيمُوا الصَّلاة وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكين . [ 1 ]
هامش
1 - سوره الرّوم ( 30 ) آيه 30 و 31 : [ بنابراين ، بر پا بدار وجههء خود را به دين اسلام درحاليكه از تمام مرامها و مذاهب اعراض نموده و ميل و گرايشت بدان بوده باشد . فطرت خدائى را محكم بگير و بدان تمسّك كن ؛ آن فطرتى كه خداوند مردمان را با آن سرشته است . در آفرينش خدا تبديل و تغييرى نيست . اين است دين استوار ؛ و ليكن بيشتر از مرد نمىدانند تو اى پيامبر با مؤمنينى كه به خدا گرويده‌اند ، بايد به سوى او إنابه و رجوع كنيد ، و بايد تقواى او را داشته باشيد ، و نماز را بر پا بداريد ؛ و از مشركين نباشيد ! ]
أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 152 | السيد محمد حسين الطهراني