جهنّم ظهور دنياست
بالجمله جهنّم ظهور دنياست ، و هر كس كه در دنيا آمده حتماً در جهنّم مىرود ؛ غاية الأمر بعضى مانند برق خاطف عبور كردند مانند پيغمبران و اوصياء ، و بعضى مانند تندباد ، و بعضى كه از اصحاب يمين بودند مانند عَدو الفرس ، و بعضى كه گاهى معصيت مىكردند و توبه مانند شدّ الرّجل ، و شهوترانان هم در جهنّم مىافتند .
بنابراين عَلىٌّ عَليهِ السَّلامُ هُو الصِّراطُ المُستَقِيمُ . با اين دو نمونهاى كه در تفسير « صراط » و « ميزان » ذكر شد تمام آيات كه در شأن آنها يا أعداء آنها تأويل شده است واضح مىشود .
پس اوّلًا تأويل حتماً بايد بشود ، ثانياً آيات جنبهء عموميّت و كليّت خود را هميشه حفظ مىكنند تا هر جا شائبهاى از معنى تأويلى بوده باشد آنجا را شامل شود . و روى همين منظور است كه در آيات قرآن تصريح به اسم نشده است .
با ذكر اين مطالب خوب روشن شد كه چگونه أميرالمؤمنين عليه الصّلوة و السّلام حقيقت قرآن است . چه خوب مىگويد شيخ ازرى در قصيدهء ألفيّهء خود ، رضوان الله الملك المتعال عليه ( ديوان شرح قصيدهء ازريّه ، ص 150 )
ألفيّهء شيخ ازرى در مدح أميرالمؤمنين عليه السّلام
1 )
أيُّها الرّاكِبُ المُجِدُّ رُوَيدًا [ 1 ] * بِقُلوبٍ [ 2 ] تَقَلَّبَت فى جَواهًا [ 3 ]
هامش
1 - أروَدُ أروداً و مَرْوَداً و رُوَيْداً فى السير : رَفِقَ و اتّأدّ و تمهّل ، رويد مصدر ارود مصغّراً تصغير الترخيم ، يقال : رويداً اى مهلًا .
2 - قَلَبَ يقلِبُ قلباً الشيئَ : حوّله عن وجهه او حالته ، جعل اعلاه اسفله ، جعل باطنه ظاهره ؛ تقلّب : تحوّل عن وجهه ؛ على فراشه : تحوّل من جانب إلى اخر .
3 - جِوَىَ جَوىً : اصابته حرقة و شدّة وجدٍ من عشقٍ او حزنٍ ؛ جَوى : شدّة الوجه من حزن او عشق .