تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
هامش
باد . مترجم 10 . بعد از پيغمبر تو بهترين مردم جهان هستى ؛ و بهترين كوكب آسمان ، دو كوكب خورشيد و ماه آن است . 11 . ذات تو عيناً به مثابة ذات رسول الله است ؛ و اگر چنين نبود ، پيغمبر عقد برادرى با تو نمىبست . 12 . تو و پيامبر ، هر دو از پستان وصال شير خورده‌ايد ؛ آن پستانى كه غذا و نيروى آن از جوهر تجلّى بود . 13 . اى علىّ ! قدر و مقدار تو كافى است كه از عالم لاهوت است ، و آن مقام و منزلت رفيع در احاطهء فكر و انديشه درنمىآيد . 14 . به كدام درجه از قدس و پاكى ، طبع تو ميل مىكند ؛ درحاليكه از درجات مقدّسه و مقامات مطهّره بالا آمده است ! 15 . تو داراى نفسى هستى كه خميره‌اش از اصل گوهر لطف و جوهر صفا ريخته شده است ؛ خداوند هر نفسى را فداى نفس تو گرداند . 16 . آن نفس ، قطب عالم امكان و عالم تكوين است ؛ و اگر آن نفس نبود ، آسياى عالم امكان به چرخش نمىافتاد ، و موجودى از كتم عدم به وجود نمىآمد . 17 . تو صاحب دست جود و عنايت و رحمتى هستى كه از درياهاى بىكران خداوند جارى مىشود ؛ و نهرها و چشمه‌هاى پرفيضان پيامبران ، چون جوى كوچكى است كه از اين نهر منشعب شده و جدا گرديده است . 18 . تو حيازت كردى از شرف‌ها و فضيلت‌ها و مقامات عاليه ، ملك و سرزمينى را كه محيط به اقليم‌هائى از شرف و كمال است ، كه به آخر رسيدن آن از محالات است . 19 . اى برادر مصطفى ! من گناهانى دارم كه عين كدورت و آلودگى است ؛ و تو ماية جلا و صيقل و زدودن زنگارش مىباشى ! 20 . چگونه معصيت‌كاران از بلواى معاصى بترسند ؛ درحاليكه خداوند بوسيلة تو مبتلايان به گناه و آلودگان به جرائم را نجات بخشيده و از هلاكت دستگيرى نموده است ! 21 . آرى ! براى تو در پيمودن اعلا درجة از بلندى و رفعت ، درجات و پلّه‌هائى است كه به اولين درجه و پلّكان آن ، كسى را دسترس نمىباشد . ]
أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 147 | السيد محمد حسين الطهراني