هامش
باد . مترجم
10 . بعد از پيغمبر تو بهترين مردم جهان هستى ؛ و بهترين كوكب آسمان ، دو كوكب خورشيد و ماه آن است .
11 . ذات تو عيناً به مثابة ذات رسول الله است ؛ و اگر چنين نبود ، پيغمبر عقد برادرى با تو نمىبست .
12 . تو و پيامبر ، هر دو از پستان وصال شير خوردهايد ؛ آن پستانى كه غذا و نيروى آن از جوهر تجلّى بود .
13 . اى علىّ ! قدر و مقدار تو كافى است كه از عالم لاهوت است ، و آن مقام و منزلت رفيع در احاطهء فكر و انديشه درنمىآيد .
14 . به كدام درجه از قدس و پاكى ، طبع تو ميل مىكند ؛ درحاليكه از درجات مقدّسه و مقامات مطهّره بالا آمده است !
15 . تو داراى نفسى هستى كه خميرهاش از اصل گوهر لطف و جوهر صفا ريخته شده است ؛ خداوند هر نفسى را فداى نفس تو گرداند .
16 . آن نفس ، قطب عالم امكان و عالم تكوين است ؛ و اگر آن نفس نبود ، آسياى عالم امكان به چرخش نمىافتاد ، و موجودى از كتم عدم به وجود نمىآمد .
17 . تو صاحب دست جود و عنايت و رحمتى هستى كه از درياهاى بىكران خداوند جارى مىشود ؛ و نهرها و چشمههاى پرفيضان پيامبران ، چون جوى كوچكى است كه از اين نهر منشعب شده و جدا گرديده است .
18 . تو حيازت كردى از شرفها و فضيلتها و مقامات عاليه ، ملك و سرزمينى را كه محيط به اقليمهائى از شرف و كمال است ، كه به آخر رسيدن آن از محالات است .
19 . اى برادر مصطفى ! من گناهانى دارم كه عين كدورت و آلودگى است ؛ و تو ماية جلا و صيقل و زدودن زنگارش مىباشى !
20 . چگونه معصيتكاران از بلواى معاصى بترسند ؛ درحاليكه خداوند بوسيلة تو مبتلايان به گناه و آلودگان به جرائم را نجات بخشيده و از هلاكت دستگيرى نموده است !
21 . آرى ! براى تو در پيمودن اعلا درجة از بلندى و رفعت ، درجات و پلّههائى است كه به اولين درجه و پلّكان آن ، كسى را دسترس نمىباشد . ]