آرام مىشود . و معلوم است كه اقلّ فايدهء آن استراحت موقّتى از پريشانى حواس و افكار ، و فائدهء مهم آن اتّصال به ابديّت و خداوند جلّ و علا است . چون آئينهء دل صاف شد و آب خروشان آرام گرفت و گرد و غبار شهوات و افكار مشوّش نشست ، جلوهء خورشيد حقيقت و شمس سرمدى در قلب واضح مىشود ؛ بنده خداى خود را مىبيند ، با او مىگويد و با او مىشنود .
يكى از بزرگان مىفرمايد : من هر وقت بخواهم خدا با من صحبت كند قرآن مىخوانم ، و هر وقت بخواهم من با خدا تكلّم كنم نماز مىخوانم چه حال بهتر از اين حال كه انسان دمى مغز خود را از فكر اين دنياى پر شر و شور خالى كند ( دنيائى كه عيشش توأم با ناگوارى و حياتش توأم با موت و شاديش مقرون با سوگ و ماتم است ) و توجّه به حرم انس و مقام قرب و محل أمان بگرداند ، و به ابديّت پيوسته شود .
معنى آيهء شريفه تنها اين نيست كه نماز انسان را از فحشا و منكرات ظاهرى باز مىدارد ، بلكه اين افكار و خيالات كه فحشا و منكرات واقعى است و دشمنان راه سلوك و تجرّد ، با نماز كه همان توجّه كامل به حضرت رب الأرباب است همهء آنها را مانند خس و خاشاك مىسوزاند و در بوتهء مقام قرب نابود مىكند ؛ لذا محمّد بن فُضَيل از حضرت رضا عليه السّلام روايت مىكند كه آن حضرت فرمودند :
الصَّلاة قُربانُ كُلِّ تَقِىٍّ . [ 1 ]
هامش
[ 1 ] الكافى ، ج 3 ، ص 265 ؛ و نيز در ج 78 ، بحار الأنوار ، طبع آخوندى ، ص 208 وارد است كه : چون أبوحنيفه به حضرت صادق عليه السّلام عرض كرد : يا أباعَبدِاللهِ ما أصبَرَكَ عَلَى الصَّلاة ؟ فَقالَ : وَيحَكَ يا نُعمانُ ! أ ما عَلِمتَ أنَّ الصَّلاة قُربانُ كُلِّ تَقِىٍّ ؟ ! الحديث . و نيز در تحف العقول ، ص 221 ؛ و در ج 17 ، بحار الأنوار ، كمپانى ، ص 2 ] 13 ] از تحف العقول از أميرالمؤمنين عليه السّلام روايت كرده است كه : الصَّلاة قُربانُ كُلِّ تَقِىٍّ ؛ الحديث : [ نماز حالت قرب و نزديكى انسان با پروردگار است . مترجم ]