تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
و نشان بود و براحتى زندگى ميكرد يا اگر در خوشى و سلامت بود در اين دنيا اى كاش در سختى و ابتلا بود اما در آخرت در خوشى و عافيت مىبود همين اندازه كافى است در عاريت بودن دنيا و لزوم اعراض از حيث دليل به خدا قسم اگر دنيا چيزى بود كه شخص هر چه ميخواست مىيافت و دست دراز ميكرد و مىگرفت بدون آنكه طلب كند يا رنجى برد يا زحمتى تحمل كند يا سختى به بيند يا سفرى كند يا بشكنجه افتد فقط آنچه خداوند بر او واجب كرده از اداى شكر و سؤال و حساب روز قيامت غير از آن چيزى در ميان نباشد سزاوار بود بر - شخص عاقل كه پيرامون دنيا نگردد و بجز قوت لا يموت و خوراك يك روز چشم به دنيا نداشته باشد از ترس سؤال پروردگار و وحشت