محبّت بىآلايشى را كه هر فرد نسبت به فرزند ، والدين ، نزديكان و جامعهاش احساس مىكند در نظر بگيريم .
صحيح نخواهد بود اگر كشف آهن و تسليم شدن انسان در برابر آن را دليل دگرگونى جديد جوامعى دانست كه در پرتو كشاورزى ، صبر و تلاش زندگى خود را سپرى مىكردهاند ، بلكه بايد ويژگى صبر و كار را نيز كه پيش از كشف آهن وجود داشته و جنبهاى مثبت از انسان و غير متأثّر از شرايط مادى بوده است در نظر آوريم . چنانچه نبايد عصبيت را اساس حكومت دانست ، ميان عصبيت ، قبيله گرايى ، نژاد پرستى ، ملّيتگرايى و سپس جريان ملى گرايى و تمدّن ارتباط برقرار كرد ( چنانچه ابن خلدون و پيروانش چنين كردهاند ) ، بلكه بايد در كنار اين جريان منفى در به حركت درآوردن جوامع خطوط مثبتى را لحاظ كنيم كه از انديشه فرهنگى آغاز شده است و طلايهداران آن و امّت و امواج آن در جهان و . . همان جنبه مثبت سازندگى در حيات انسانى است .
3 - در نتيجه ، در ارزيابى نقش فرد و در به حركت درآوردن جامعه يا به حركت درآمدن فرد به وسيله جامعه ناگزير بايد نه تنها نيازهاى مادى فرد را كه به صورت ديگرى با جامعه و فشارهاى آن در ارتباط است ارزيابى كنيم ، بلكه بايد چشم اندازهاى اصلاح طلبانه ابداعى و ميزان اراده او در ملزم كردن جريان جامعه مبنى بر پذيرش اين چشماندازها را در نظر داشت و نيز بايد مسير روشنگرى را - چنانچه
مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم (فارسى) — صفحة 160
مساهمون: آژير
ص١٦٠