نفى و اثبات در پديدههاى هستى است و با الهام از اين حقيقت عمل مىكنند .
تعبير دقيق اين حقيقت در نفس همان كار بر اساس « يأس و رجا » ست ، يأس از هر چيزى به اعتبار آن كه موجودى ناقص و عاجزى است كه پرداخته شده و هيچ سود و زيانى را در اختيار ندارد و « اميد » به خدايى كه به هيچ روى شبيه مخلوقاتش نيست و همه چيز را در دست دارد ، « يأس » از نيروهايى كه انسان عملًا در « اختيار » دارد و « اميد » به امورى كه همين انسان در آينده بدان « دست » خواهد يافت .
محور « يأس و رجا » به معناى كلّى « شخصيت قرآنى » را مىسازد كه از اعتدال در رفتار و صحّت در رأى برخوردار است ، زيرا همان گونه كه گفته شد منعكس كننده حقيقت هستى به صورتى دقيق است ، چنين كسى فريفته آن چه در اختيار دارد نمىشود و در آنچه طالب آن است سستى نمىورزد و « يأس » او از مردم به او « قناعت » مىبخشد و « اميد » او به « خالق » موجب تلاش بيشتر او مىگردد ، به آنچه دارد مؤمن است زيرا هر آنچه در اختيار دارد از آن خداست و از سوى ديگر به آنچه دارد سرمست و مغرور نمىگردد ، زيرا مىداند كه اين دارائيها امانتى است در دست او كه به ديگرى تعلّق دارد ، چنانچه مصائب نيز او را ناتوان نمىسازد و پيشامدهاى ناگوار عزمش را درهم نمىشكند ، زيرا اميد بسيار به پروردگار متعال دارد .
مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم (فارسى) — صفحة 158
مساهمون: آژير
ص١٥٨