تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
انسان و حتّى تبديل ارزشها تا به آن جاست كه رذالت ، فضيلت شمرده مىشود و نتيجه نظريه عكس ، آن است كه همه خطاهاى انسان به ترتيب نسبت داده مىشود و از عوامل متضادّ ذات بشر و در نتيجه عدم واقعيّت ذات بشر غفلت مىشود . انسان بر اساس نظريه اسلام كاملًا مختار نيست ، بلكه عوامل وراثتى و تربيتى و حتّى عامل مبارزه براى حيات نيز دخالت دارد كه گاهى سمت‌گيرى خاصى را تحميل مىكنند چنانچه يكباره مجبور هم نيست و عامل عقل در كار است كه گاهى موجب مىشود عليه عوامل فساد بشورد و همين عقل « موهبتى » است كه در انسان ريشه دارد و او را به موجودى بر خوردار از تمدّن تبديل مىكند كه نه جبرى در كار اوست و نه تفويضى بلكه حدّ وسطى ميان اين دو است .

اخلاق در قرآن

در اين جا جنبه ارشادى فلسفه قرآن در روانشناسى باقى مانده است كه قرآن در اين زمينه بار ديگر دو گانگى پديده‌ها را يادآور مىشود و اين كه همه پديده‌ها ذاتاً و اصلًا محاط در عدم ، عجز و جهل هستند و در پرتو مواهب و عطاياى الهى است كه از وجود ، قدرت و شناخت برخوردارند و هنگامى كه اين حقيقت بزرگ در روح و روان منعكس مىشود و به سطح ارشاد هدايت نزول مىكند اخلاق فاضله را در شخصيّتى جلوه گر مىبينيم كه منعكس كننده حقيقت