تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم (فارسى) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
« سوگند به نفس و آن كه نيكويش بيافريده ، سپس بديها و پرهيزگاريهايش را به او الهام كرده كه هر كه در پاكى آن كوشيد رستگار شد و هر كه در پليديش فرو پوشيد نوميد گرديد ، قوم ثمود از روى سركشى تكذيب كردند آن گاه كه شقىترينشان برخاست ، پيامبر خدا به آنها گفت : ماده شتر خدا را سيراب كنيد ، تكذيبش كردند و شتر را پى كردند ، پس پروردگارشان به سبب گناهشان بر سرشان عذاب آورد و با خاك يكسانشان ساخت . » نفس خود ، تبهكارى را مىشناسد و مىداند كه چگونه در آن باقى بماند يا از ضايعات آن رهايى يابد ولى گاهى به تزكيه و گاهى به تقلّب و دورويى روى مىآورد ولى به هر طرف كه روى آورد برخاسته از نيرويى است كه در جان او ريشه دوانده است . مردم « ثمود » هنگامى كه گمراهى را برگزيدند با نيروى سركششان آن را انتخاب كردند و در برابر نعمتها سركشى كردند و سركشى در برابر نعمتها حقيقتى است كه از سوى اسلام به عنوان يك سنّت اجتماعى مورد اعتراف و اقرار است و از سوى ديگر ثمود را محكوم مىكند ، زيرا اين گروه مىتوانستند از قيد و بندهاى اين سنّت اجتماعى رهايى يابند و به نداى رسولشان پاسخ دهند لذا رستگار نشدند و خدايشان بر آنها عذاب نازل كرد و با خاك يكسانشان نمود . عقوبت ، خود در اسلام برخاسته از تشخيص است ، زيرا اگر عقيده نمىداشتيم كه قوم ثمود اين توانايى را داشته‌اند كه در برابر سنّتهاى هستى طغيان كنند ديگر