تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم (فارسى) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
هريك از آدميان مقدارى علم ، قدرت و اراده دارد ولى در كنار اين از مقدار بيشترى جهل ، عجز و انقياد برخوردار است و با تركيب علم ، جهل ، قدرت ، عجز ، اراده و انقياد است كه ويژگيهاى خاص هر انسانى شكل مىگيرد ، لذا يكى را مىبينم كه نحو مىداند ولى با فقه آشنايى ندارد ، معمارى مىداند ولى بازرگرى ناآشناست و در برابر فشار شهوت مقاومت مىكند ولى در برابر فشار خشم تاب مقاومت ندارد و چنين انسانى تفاوت دارد با كسى كه فقه مىداند ولى با نحو ناآشناست و زرگرى مىتواند در حالى كه با معمارى بيگانه است و با اراده خود در برابر خشم مقاومت مىكند در حالى كه مطيع شهوت است . و اين است همان حد تمايز انسانها و اين است وجود مشترك آن . حدود ، ذاتى هستند زيرا هيچ كس وجود ندارد يعنى در مقطعى از زمان وجود نداشته و سپس اندك اندك با فضل خداوند « حىّ قيّوم » برخى از تواناييها را يافته است . 2 - انسان مسير دشوارى را در پيش رو دارد تا از جوانب منفى به جوانب مثبت دست يابد و همه ارزشهاى كه در اين مسير به دو الهام شده چه به شكل فردى و يا جمعى ، سوخت او در پيمودن اين مسير به شمار مىآيد و قافله تمدّن نيز همين مسير طولانى و دشوار را مىپيمايد تا سر انجام به هدفى مطلوب دست يابد كه در برترى جوانب مثبت بر جوانب منفى در همه بشريت تجسّم مىيابد .