نكته اوّل ، اين كه ارزشهاى عقلى و شرعى ، در ريشهيابى و تحليل دقيق ، به يك نقطه مىرسند . از امام على عليه السلام نقل شده است :
العَقلُ شَرعٌ مِن داخِلٍ ، وَ الشَّرعُ عَقلٌ مِن خارِجٍ . « 1 »
عقل ، شريعت درونى است ، و شريعت ، عقل برون .
بىترديد ، اگر عقل بتواند حقايق را آن گونه كه هستند درك كند ، به همان نقطه مىرسد كه دين رسيده است ، و بر همين اساس گفته شده است كه : " هر آنچه عقل بِدان حكم كند ، شريعت نيز بِدان حكم مىكند ، و هر آنچه شريعت بِدان حكم كند ، عقل هم بِدان حكم مىكند " « 2 » . با اين نگاه ، آداب عقلى و شرعى ، در واقع ، يكى هستند .
نكته دوم ، اين كه آداب اجتماعىِ نامشروع ، در واقع ، ارزش ادبى ندارند ؛ زيرا همانطور كه اشاره شد ، اگر ارزش ادبى داشتند ، شريعت با آنها مخالفت نمىكرد ؛ بلكه زيبا جلوه كردنِ اين گونه آداب ، در حقيقت ، نوعى انحراف روانى است و كسانى كه گرفتار اين انحراف هستند ، به تعبير قرآن " زُيّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَلِهِمْ ؛ « 3 » كردارهاى زشتشان در ديده آنان زيبا جلوه مىنمايد " .
ج تربيت
كلمه ادب ، در متون اسلامى ( قرآن و حديث ) ، گاه صرفا در معناى " تربيت " به كار رفته است و آن ، هنگامى است كه با صفتِ خوب و يا بد توصيف مىگردد ، مانند :
بِحُسنِ السِّياسَةِ يَكونُ الأَدَبُ الصّالِحُ . « 4 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : مجمع البحرين : ج 2 ص 1249 .
( 2 ) . البتّه اين ، يك نظر است . براى تفصيل مسئله ، ر . ك : كتابهاى اصولى ، مبحث قاعده ملازمه ميان حكم عقل و شرع .
( 3 ) . توبه : آيه 37 .
( 4 ) . ر . ك : دانشنامه ميزان الحكمه : ج 2 ص 288 ح 983 .