است و بس . حال آن كه مردم را فرمانروايى بايد ، خواه نيكوكار و خواه بدكار ، كه مؤمن در سايه حكومت او ، به كار خود بپردازد و كافر از زندگىِ خود لذّت ببرد ، تا زمانِ هر يك به سر آيد و حقّ بيتالمالِ مسلمانان گرد آورده شود و با دشمن ، پيكار كنند و راهها امن گردند و حقّ ضعيف را از قوى بستانند و نيكوكار بياسايد و از شرِّ بدكار ، آسودگى حاصل شود .
يعنى شعارِ " لا حُكمَ إلّا للّهِ " ، سخن درستى است ؛ ولى آنان ، هدف نادرستى را با آن دنبال مىكنند و آن ، بر هم زدن نظام جامعه اسلامى است . هدف واقعىِ آنها از اين شعار ، اين است كه با حذف رهبرىِ سياسى ، اتّحاد جامعه اسلامى را بر هم بزنند ، در صورتى كه حفظ نظام ، در هر حال ، ضرورى است .
إنَّ هؤُلاءِ قَد تَمالَؤوا عَلى سَخطَةِ إمارَتى ، وسَأَصبِرُ ما لَم أخَف عَلى جَماعَتِكُم ، فَإِنَّهُم إن تَمَّموا عَلى فَيالَةِ هذَا الرَّأىِ انقَطَعَ نِظامُ المُسلِمينَ . « 1 »
آنان ، به جهت ناخشنودى از حكومت من ، گرد هم آمدهاند . من تا زمانى كه نگران اتّحاد شما نباشم ، شكيبايى مىكنم ؛ زيرا اگر آنها اين فكر بىمايه را به سرانجام برسانند ، نظام مسلمانان بر هم مىخورد .
گفتنى است كه انديشه خوارج درباره عدم نياز جامعه به رهبرىِ سياسى ، تنها در ميان فرقهاى از آنها ، آن هم براى مدّت كوتاهى در تاريخ اسلام تداوم يافت . تفتازانى ، پس از نقل آراى اشاعره و معتزله و پيروان اهل بيت عليهم السلام درباره وجوب نصب امام و چگونگى آن ، مىگويد :
گروهى از خوارج به نام " نجدات " كه پيروان نجدة بن عويمر بودهاند بر اين عقيدهاند كه اساسا نصب امام ، واجب نيست . ابو بكر اصمّ معتزلى نيز مىگويد : " نصب امام ، هنگامى كه عدل و انصاف برپا باشد ، واجب نيست ؛
هامش
( 1 ) نهج البلاغة : خطبه 169 ، بحار الأنوار : ج 32 ص 81 ح 53 .