سخنى درباره فلسفه امامت
بر اساس آنچه در فصل سوم گذشت ، امامت و رهبرى از نگاه احاديث اسلامى ، بر سه حكمت ، استوار است :
1 . حكمت سياسى
اين حكمت ، مورد قبول همه جامعههاست ؛ زيرا نياز به رهبرىِ سياسى ، ريشه در فطرت انسانها دارد و از اين رو ، همه اقوام و ملل در همه دورانهاى تاريخ ، رهبر سياسى داشتهاند . آنچه مورد اختلاف است ، شيوه تعيين رهبر سياسى و ويژگىهاى آن رهبر است ؛ ولى اصل نياز به رهبر براى اداره جامعه ، قابل انكار نيست .
اسلام ، در حالى كه بالاترين مراتب امامت و رهبرى را براى تكامل انسان و جامعه انسانى ضرور مىداند ، بر ضرورت وجود هر گونهاى از رهبرى سياسى ( حكومت ) ، در شرايطى كه زمينه رهبرىِ سياسى مطلوب فراهم نباشد ، تأكيد مىورزد .
به بيان روشنتر ، با تأمّل در متون اسلامى ، دو حكمت سياسى به نحو ترتّب ، براى امامت و رهبرى ملاحظه مىشود :
حكمت نخست ، استمرار نظام اسلامى است . بىترديد ، بدون رهبرى دانا و توانا و سياستمدار ، تداوم نظام اسلامى امكانپذير نيست . همه رواياتى كه امامت را