تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
تقديرات ، ثبت شده‌اند و بَدا ، در همين كتاب ، رخ مىدهد . براى مثال ، در كتاب محو و اثبات ، تقدير شخصى كه فقير است ، ادامه فقر او ثبت شده است ؛ ولى پس از دعاى اين شخص ، خداوند ، تقدير را عوض مىكند و بىنياز شدن شخص را در لوحِ محو و اثبات ، ثبت مىكند . اين ، در حالى است كه هر دو تقدير ، در لوحِ امّ الكتاب و به طريق اولى ، در علم ذاتى و ازلى خدا موجود بوده‌اند و هيچ تغييرى در علم ذاتى خدا رخ نمىدهد . حكمت اين تغييرات ، در بحث " حكمت بَدا " خواهد آمد . بنا بر اين ، كسانى كه لازمه " بَدا در علم " را نادانى خدا مىدانند ، ميان علم ذاتى و علم فعلى ، خلط كرده‌اند و معناى علم فعلى را درك نكرده‌اند . اين كه برخى لازمه نسبت دادن بَدا به خداوند را نادانى خدا مىدانند ، دليل ديگرى نيز دارد و آن ، قياس خدا به انسان است ؛ همان چيزى كه در مباحث اعتقادى ، بايد به شدّت از آن پرهيز كرد ؛ چرا كه به فرموده امام رضا عليه السلام : إنَّهُ مَن يَصِفُ رَبَّهُ بِالقِياسِ لا يزالُ الدَّهرَ فِى الالتِباس . « 1 » هر كس پروردگارش را با قياس [ به بندگان ] توصيف كند ، همواره روزگار در اشتباه است . براى ما انسان‌ها در كارهايى بَدا حاصل مىشود و به رأى جديدى مىرسيم ، كه غالبا در اثر اطّلاعات جديد و آگاهى بيشتر ماست . مخالفان بَدا ، همين حالت را در مورد خدا نيز جارى مىدانند . غفارى مىگويد : در القاموس آمده است : بدا بدواً و بدوّاً ، يعنى هويدا شد . در كار ، چيزى برايش هويدا شد ، يعنى برايش نظرى پيدا شد . پس بدا در لغت ، دو معنا دارد : يك . آشكار شدن پس از پنهان بودن ، دو . پيدا شدن نظرى نو . و اين ، مستلزم جهل و به
هامش
( 1 ) بحارالأنوار : ج 3 ص 297 ح 23 .
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 249 | محمد الريشهري