الشَّقاوَةِ " ثُمَّ قرأ : " فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَ اتَّقَى وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنَى " . « 1 »
پيامبر صلى اللّه عليه و آله در پى جنازهاى بود . چيزى را برداشت و با آن ، زمين را كاويد و فرمود : " هيچ يك از شما نيست ، مگر اين كه جايگاهش در بهشت و يا جهنم ، مقرر شده است " . گفتند : اى رسول خدا ! آيا بر تكليفمان تكيه نكنيم و عمل را رها سازيم ؟ فرمود : " عمل كنيد كه هر كس ، براى آنچه برايش آفريده شده ، مهيّاست " . هر كس از خوشبختان است ، به عمل اهل خوشبختى روى مىآورد ؛ اما آن كه از بدبختان به شمار مىرود ، به سوى عمل اهل بدبختى روان است " . سپس اين آيه را قرائت فرمود : " اما آن كه بخشيد و تقوا پيشه كرد و [ پاداش ] نيكو را تصديق كرد ، به زودى راهش را به سوى آسانى [ و خير ] قرار مىدهيم ، و اما كسى كه بخل ورزيد و خود را بىنياز ديد و [ پاداش ] نيكو را تكذيب كرد ، به زودى راه دشوارى به او خواهيم نمود " .
دسته سوم ، احاديثى هستند كه به ظاهر ، سعادت و شقاوت انسانها را مقدَّر و مَفروغٌ عنه مىدانند و با اين حال ، باز هم توصيه به عمل مىنمايند ، با اين استدلال كه آنها كه اهل سعادتاند ، توفيق اعمالى را پيدا مىكنند كه آنها را به سعادت مقدّرشان برساند و آنها كه اهل شقاوتاند ، توفيق كارهايى را مىيابند كه آنها را به سرنوشت شومشان رهنمون مىگردد ، مانند آنچه درباره عمر بن خطّابْ نقل شده است كه :
إنّهُ قالَ لِلنَّبىٍّ صلى اللّه عليه و آله : يا رسول اللّه ! أرأيت ما نعمل فيه أمر مبتدع أو مبتدأ أو أمر قد فرغ منه ؟ قال : " أَمْرٌ قَد فُرِغَ مِنهُ ، فَاعمَل يَابنَ الخَطّاب ، فَإنّ كُلًّا مُيَسَّرٌ ، فَأَمّا مَن كانَ مِن أهلِ السَّعادَةِ فَإنّهُ يَعمَلُ لِلسَّعادَةِ ، وَمَن كانَ مِن أهَل الشِّقاءِ فَإنَّهُ يَعمَلُ لِلشِّقاءِ " . « 2 »
عمر ، به پيامبر صلى اللّه عليه و آله گفت : اى پيامبر خدا ! نظرتان درباره آنچه عمل مىكنيم چيست ؟ آيا نو و تازه است و يا پيشتر ، مسلّم و قطعى شده ؟ فرمود : " آن عمل ،
هامش
( 1 ) صحيح البخارى : ج 4 ص 1891 ح 4666 .
( 2 ) مسند ابن حنبل : ج 2 ص 370 ح 5482 .