تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
هرگاه درخواست كردى ، از خداوندْ درخواست كن و هرگاه طلب كمك كردى ، از خدا مدد بگير . قلم تقدير ، به آنچه تا قيامتْ اتفاق مىافتد ، رقم خورده است . اگر همه خلايق بكوشند تا سودى به تو برسانند كه خداوند برايت تقدير نكرده ، نخواهند توانست ، و اگر خلايقْ تلاش كنند كه به تو ضررى بزنند كه خداوند برايت ننوشته ، نخواهند توانست . همچنين از ابو هريره نقل شده است كه مىگويد : قُلتُ : يا رَسولَ اللّهِ إنّى رَجُلٌ شَابٌ ، وَ أَنَا أَخَافُ عَلى نَفسِي العَنَتَ ، وَ لَا أَجِدُ ما أَتَزَوَّجُ بِهِ النّساءَ ، فَسَكَتَ عَنّى ، ثُمَّ قُلتُ مِثلَ ذلِكَ ، فَسَكَتَ عَنّى ، ثُمَّ قُلتُ مِثلَ ذلِكَ ، فَسَكَتَ عَنّى ، ثُمَّ قُلتُ مِثلَ ذلِكَ ، فَقالَ النَّبِىُّ صلى اللّه عليه و آله : " يا أَبا هُرَيرَةَ ، جَفَّ القَلَمُ بِمَا أَنتَ لاقٍ ، فَاختَصِ عَلَى ذلِكَ أَو ذَرْ " . « 1 » گفتم : اى پيامبر خدا ! من مردى جوانم و از فلاكتم نگرانم و توش و توانى براى ازدواج ندارم . پيامبر صلى اللّه عليه و آله ساكت شد . من حرفم را تكرار كردم . باز هم پيامبر صلى اللّه عليه و آله ساكت ماند و بار سوم ، همان حرف را زدم . پيامبر صلى اللّه عليه و آله همچنان ساكت ماند تا اين كه بار چهارم گفتم . پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " اى ابو هريره ! قلم تقدير ، آنچه را تو با آن مواجه مىشوى ، رقم زده است . خويشتن را اخته كنى يا نكنى " . و نيز از عبداللّه بن عمر ، روايت شده كه مىگويد : سَمِعتُ رَسُولَ اللّهِ صلى اللّه عليه و آله يَقُولُ : " إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ خَلقَهُ فى ظُلمَةٍ ، فَألقى عَلَيهِم مِن نُورِهِ ، فَمَن أَصابَهُ مِن ذلِكَ النُّورِ اهتدَى ، و مَن أخطَأَهُ ضَلَّ ، فلِذلِكَ أقُولُ : جَفَّ القَلَمُ عَلى عِلمِ اللّهِ . « 2 » از پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود : " خداوند ، مخلوقاتش را در تاريكى آفريد و نور خود را بر آنها تاباند . هر كس از آن نور برخوردار شد ، هدايت گرديد و هر كس آن را گم كرد ، گم‌راه شد . به اين جهت مىگويم : قلم تقدير ، بر اساس علم خدا
هامش
( 1 ) صحيح البخارى : ج 5 ص 1953 ح 4788 . ( 2 ) سنن الترمذى : ج 5 ص 26 ح 2642 .