خواهد بود .
خطر بزرگى كه امروز جامعه بشر را تهديد مىكند ، اين است كه دانش ، رشد كرده ؛ ولى جوهر و جهت و خاصيت خود را از دست داده و در مسير انحطاط و سقوط انسانى به كار گرفته شده است .
با اندكى تأمّل ، به سادگى مىتوان دريافت كه در جهان امروز ، دانش ، چه آفاتى را بر جامعه بشرى تحميل كرده است و شمشير دانش در كف قدرتهاى بزرگ جهان ، چه به روز انسان آورده است . دزدهايىاند كه براى غارت مادّه و معناى انسان ، از چراغ دانش بهره مىگيرند و اين گونه با قساوت عمل مىكنند و به هيچ چيز و به هيچ كس ، رحم نمىكنند . سنايى غزنوى ، شاعر برجسته قرن ششم ، چه زيبا سروده است :
چو علم آموختى از حرص ، آن گه ترس ، كاندر شب * چو دزدى با چراغ آيد ، گُزيدهتر بَرَد كالا .
بِرِشت ، درباره دانش امروزى گفته است :
انسان امروز از علم بيزار است ؛ زيرا علم بود كه فاشيسم را به وجود آورد و به بشريت تحميل كرد ، و علم بود كه براى نخستين بار ، مسئله گرسنگى را در سطحى به اين وسعت كه از هر سه تن ، دو تن در جهان گرسنهاند ، ايجاد كرد . « 1 »
آيا فنون و ابزار دزدى ، گرسنگى ، قتل و فساد را مىتوان دانش ناميد ؟ آيا دانشى كه جامعه را به فساد و تباهى مىكشد ، دانش و نور است ، يا جهل و ظلمت ؟ اين جاست كه معناى سخن دقيق پيامبر خدا مشخّص مىگردد كه فرمود :
إنَّ مِنَ العِلمِ جَهلًا . « 2 »
هامش
( 1 ) تاريخ و شناخت اديان : ص 34 .
( 2 ) ر . ك : دانشنامه عقايد اسلامى : معرفتشناسى / ح 3238 .