تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
از ميان بندگان خدا ، تنها دانايان ، از او بيم دارند " ، سخن از حقيقت و جوهر دانش است . و آن جا كه گفته مىشود :
" وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ .
« 1 » خدا او راى دانسته گم‌راه گردانيد " . يا
" وَ ما تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ .
« 2 » فقط پس از آن كه دانش برايشان حاصل آمد ، راه تفرقه پيمودند " . و يا
" وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ .
« 3 » كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داده شده ، با يكديگر به اختلاف نپرداختند ، مگر پس از آن كه دانش براى آنان حاصل آمد " ، سخن از ظاهر و پوسته دانش است . در اين جا اين سؤال مطرح مىشود كه حقيقت دانش چيست ؟ و چگونه مىتوان حقيقت دانش را از ظاهر و پوسته آن تميز داد ؟ و چگونه مىتوان آن را به دست آورد ؟

حقيقت " علم "

حقيقت دانش ، نورى است كه در پرتو آن ، انسان ، جهان را آن گونه كه هست ، مىبيند و جايگاه خود را در هستى مىيابد . نور دانش ، مراتبى دارد كه بالاترين آن ،
هامش
( 1 ) جاثيه : آيه 23 . ( 2 ) شورا : آيه 14 . ( 3 ) آل عمران : آيه 19 .