نه تنها انسان را با راه تكامل خود آشنا مىكند ، بلكه او را در اين مسير ، حركت مىدهد و به مقصد اعلاى انسانيت مىرساند .
قرآن كريم ، با صراحت از اين نور ، سخن مىگويد :
" أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها .
« 1 »
آيا كسى كه مردهدل بود و زندهاش كرديم و براى او نورى پديد آورديم تا در پرتو آن در ميان مردم برود ، چون كسى است كه گويى گرفتار در تاريكىهاست و از آن بيرون آمدنى نيست ؟ ! " .
و به عبارت ديگر
" قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ .
« 2 »
آيا كسانى كه مىدانند ، با كسانى كه نمىدانند ، يكساناند ؟ ! " .
امام على عليه السلام درباره اين نور و مهمترين خواصّ آن كه رساندن انسان به مقصد اعلاى انسانيت است مىفرمايد :
قَد أحيا بعَقلِهِ ، و أماتَ نَفسَهُ ، حَتّى دَقَّ جَليلُهُ ، و لَطُفَ غَليظُهُ ، و بَرَقَ لَهُ لامِعٌ كَثيرُ البَرقِ ، فَأبانَ لَهُ الطَّريقَ ، وسَلَكَ بِهِ السَّبيلَ ، و تَدافَعَتهُ الأبوابُ إلى بابِ السَّلامَةِ ، و دارِ الإقامَةِ ، و ثَبَتَت رِجلاهُ بِطُمَأنينَةِ بَدَنِهِ فى قَرارِ الأمنِ وَ الرّاحَةِ ، بِمَا استَعمَلَ قَلبَهُ ، و أرضى رَبَّهُ . « 3 »
[ صاحب چنين نورى ، ] عقلش را زنده داشته و نفسش را كشته است ، تا آنجا كه درشتىهايش خُرد ، و خشونتهايش نرم شده ، و نورى پُرفروغ برايش درخشيدن گرفته است كه شاهراه توحيد را روشن مىسازد و در پرتوش راه
هامش
( 1 ) انعام : آيه 122 .
( 2 ) زمر : آيه 9 .
( 3 ) نهج البلاغة : خطبه 220 ، بحار الأنوار : ج 69 ص 316 ح 34 .