تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
نمونه اين استعمال ، احاديثى هستند كه عقل را در كنار انبياى الهى ، حجّت باطنى خداوند متعال معرّفى مىكنند ، « 1 » يا احاديثى كه عقل را قابل پرورش و تهذيب معرّفى و آن را به عنوان معيار سنجش انسان و سنجش پاداش و كيفر ، ذكر مىكنند و نيز احاديثى كه عقل را به " طبع " و " تجربه " ، و " مطبوع " و " مسموع " تقسيم مىكنند . مقصود از عقل در تمام اين موارد ، شناخت و آگاهى است .

2 . كار كردن بر پايه عقل

گاه كلمه " عقل " از باب مبالغه ، براى عمل كردن به مقتضاى قوّه عاقله به كار مىرود ، چنان كه از پيامبر خدا در تعريف عقل ، روايت شده است كه : العَمَلُ بِطاعَةِ اللّهِ ، وَ إنَّ العُمّالَ بِطاعَةِ اللّهِ هُمُ العُقَلاءُ . « 2 » [ خِرد ، ] پيروى از دستورهاى خداوند است . به درستى كه خردمندان ، كسانى هستند كه فرمان خداوند را پيروى مىكنند . نيز از امام على عليه السلام روايت شده است : العَقلُ أن تَقولَ ما تَعرِفُ و تَعمَلَ بِما تَنطِقُ بِهِ . « 3 » خِرد ، آن است كه آنچه مىدانى ، بر زبان بياورى و به آنچه مىگويى ، عمل كنى . در مقابل ، جهل نيز در عمل كردن به مقتضاى نادانى به كار رفته است ، چنان كه در مقام طلب مغفرت از خداوند متعال مىگوييم :
هامش
( 1 ) ر . ك : دانش‌نامه عقايد اسلامى : معرفت‌شناسى / بخش دوم : خرد / فصل سوم : خردورزى / حجيت خرد . ( 2 ) ر . ك : دانش‌نامه عقايد اسلامى : معرفت‌شناسى / ح 400 . ( 3 ) ر . ك : دانش‌نامه عقايد اسلامى : معرفت‌شناسى / ح 409 .