تعريف مىشود و جايگاه آن ، " دِماغ ( مغز ) " معرّفى مىگردد . « 1 »
آيات و احاديثى كه بر تعقّل و تفكّر تأكيد مىكنند ، همچنين احاديثى كه عقل تجربى و عقل تعلّمى را در كنار عقل طبعى و عقل موهبتى مطرح مىنمايند ، نمونههايى از استعمال واژه " عقل " در منشأ تفكّرند .
3 . منشأ وجدان اخلاقى
وجدان اخلاقى ، نيرويى در متن وجود انسان است كه او را به ارزشهاى اخلاقى دعوت مىكند و از ضدّ ارزشها باز مىدارد . به عبارت ديگر ، احساس جاذبه فطرى نسبت به ارزشهاى اخلاقى و احساس نفرت طبيعى نسبت به ضدّ ارزشها ، وجدان اخلاقى ناميده مىشود .
اگر انسان ، خود را از همه عقايد و رسوم و آداب مذهبى و اجتماعى جدا فرض كند و مفهوم عدل و ظلم ، خير و شر ، صدق و كذب ، وفا به عهد و عهدشكنى را تصوّر نمايد ، فطرت او داورى مىكند كه عدل ، خير ، صدق و وفا به عهد ، زيبا ، و ظلم ، شر ، كذب و عهدشكنى ، زشتاند .
احساس جاذبه نسبت به ارزشها و نفرت نسبت به ضدّ ارزشها ، از نظر قرآن كريم ، الهام الهى است :
" وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها * فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها .
« 2 »
سوگند به نفس و آن كس كه آن راى درست كرد [ و ] سپس پليدكارى و پرهيزگارىاش راى به آن ، الهام كرد " .
هامش
( 1 ) ر . ك : دانشنامه عقايد اسلامى : معرفتشناسى / ح 19 21 .
( 2 ) شمس : آيه 7 8 .