چنين است كردار گردنده دهر * نگه كن كزو چند يا بى تو بهر
بخور هر چه دارى به فردا مپاى * كه فردا مگر ديگر آيدش راى
ستاند ز تو ، ديگرى را دهد * دگر كس كلاه كئى بر نهد
بخور هرچه دارى ، فزونى بده * تو رنجيدهاى ، بهر دشمن منه
هر آنگه كه روز تو اندر گذشت * نهاده همه باد گردد به دشت
فصل نهم : يزدگرد
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 785
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٧٨٥