تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 784

مساهمون:

ص٧٨٤

بگذشت و سياه‌چشم در دل ، او را دوستدار گشت . پس به سوى آن كنيز پيام فرستاد كه : اگر به پيش من بيآيى ، خواسته‌هاى بيكرانى از من خواهى يافت و تاجت را به گوهر آراسته مىسازم . كنيز بشنيد و هيچ پاسخى نداد و اين كار را به نزد فرّخ‌زاد ياد بكرد . شاه كه چنين شنيد ، پر از خشم گشت و از اندوه ، خورد و خواب از او دور شد . پس بند بر پاى سياه‌چشم افكند و او را به زندان بيانداخت . چون چندى بر آن بىهنرى كه آن شاه دادگر او را بسته بود ، بگذشت ، خواهشگران بسيارى از براى آزادى او به پيش شاه رفتند . پس شاه نيز آن بند گران را از پاى او برداشت . سياه‌چشم نيز بار ديگر به پرستندگى شاه درآمد ، ليك زندگانى شاه از براى او كوتاه گشت . سياه‌چشم يك هفته با آرامى ، زهر را با مِى مىآميخت و به فرّخ‌زاد مىداد . شاه نيز از آن مىخورد و تنها يك هفته پس از آن زنده بود . هر كسى كه از درگذشت او آگه شد ، بگريست « 1 » . ديگر همهء آن پادشاهى به پايان رسيد و از هر سو دشمنانى پديد مىآمدند « 2 » .

هامش
( 1 ) - در مورد سرانجام فرّخ‌زاد روايات متفاوتى ذكر شده است . ثعالبى مىنويسد كه يكى از بزرگان بر او خشم گرفت و او را بكشت . تاريخ غررالسير ، ص 410 . مسكويه سخن از شورش مردم بر او به ميان آورده است . تجارب الامم ، ج 1 ، ص 225 . ابن بلخى مىنويسد كه اين يزدگرد سوم بود كه با او جنگيد و او را بكشت . فارسنامه ، ص 111 26 . خوارزمى لقب فرّخ‌زاد را بختيار آورده است . مفاتيح العلوم ، ص 103 .
( 2 ) - در همينجا بايد اين تذكر مهم داده شود كه در ترتيب ذكر شاهان پس از اردشير سوم ( اردشير پسر شيرويه ) در ميان كلّيهء مورخان و نيز حكيم فردوسى اختلافات و تفاوتهاى بسيارى ديده مىشود . در هم آميختگى وقايع اين دوران به حدّى است كه نمىتوان به طور مشخص ، ترتيبى از شاهان اين دوره را به دست داد مگر اين كه تنها به يك روايت خاص تكيه شود . در اينجا تنها به ذكر نام اشخاصى كه بر اساس روايات مورخان در فاصلهء مزبور تا پيش از شاهى يزدگرد سوم به قدرت رسيدند و حكيم فردوسى از ذكر آنها خوددارى كرده ، پرداخته مىشود . ليك اين ذكر اسامى ، فاقد ترتيب تاريخى مىباشد : 1 - فيروز گشنسپ بنده ( جشنسده ) . 2 - خسرو پسر كواذ ( كسرى قباد ) . 3 - فرهاد خسرو . 4 - خسرو مهرگشنسپ ( مهر جشنس ) . 5 - فيروز پسر مهران . بايد توجه داشت كه در هم ريختگى ضبط اسامى فوق در نزد مورخان به حدّى متفاوت و اشتباه است كه گاهى از يك شخص واحد ، چند شخص را مىتوان استنباط كرد . و اين در اثر تفاوتهاى فاحش ضبط اسامى است . براى آگاهى از اين موارد ر . ك . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 785 - 783 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 1209 - 1207 1201 مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 274 225 - 224 اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 23 17 - 16 13 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 110 - 109 25 - 24 مسعودى ، التنبيه والاشراف ، ص 96 مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 275 - 274 مقدسى ، آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 521 ، دينورى ، الأخبار الطوال ، ص 151 142 مجمل التواريخ و القصص ، ص 83 - 82 يعقوبى ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 215 - 213 تجارب الامم فى أخبار ملوك العرب و العجم ، ص 362 .