تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 741

مساهمون:

ص٧٤١
زيرا هر كس كه دشمن ايزد است ، اگر او را در گيتى زنده بگذارى ، بد خواهد بود . در زندان ما نيز تنها ديوان بودند كه مردمان نيك از ايشان نالان بودند . از آن رو كه پيشهء ما خون ريختن و تنگ در آويختن در آن كار نبود ، بدكاران را در زندان نگاه مىداشتم و گزند رساندن به كسان را به خوارى رها نمىكردم . اكنون شنيده‌ام كه آن كسانى را كه از اژدها نيز بدتر هستند ، رها ساخته‌اى . ليك بدان كه از براى اين بدكارى ، به ايزد ، گناهكار گشتى و كردار و گفتارهايت بد شد . آگاه باش كه اينك كه مهتر گشته‌اى ، كار هوشيارانه بكن و اگر چيزى را ندانى ، دانايان را يار خود بگردان . به هر كه از او رنج مىبينى ، بخشايش مياور اگر چه به دو اميد گنج نيز داشته باشى . هر كسى كه از او در گيتى هيچ بجز گزند نمىبينى ، برايش هيچ چيزى بهتر از بند نيست . ديگر آن كه خردمندى و رادى را نهان ساختى و از خواسته بگفتى . پس بدان كه ما بجز باژ و ساو ، هيچ از كسى نگرفتيم و آن هم از كسانى بود كه توان دادن آن را داشتند . چه بسيار كسان را كه مىگفتند دشمن هستند و از بدان و نژاد اهريمن مىباشند . ليك ما چون انديشه‌اى ايزدى داشتيم ، همهء آن سخنان را خوار بگذاشتيم . اين تاج و تخت را از يزدان بپذيرفتم و از براى آن رنجهاى بسيارى بكشيدم . ليك سرانجام يزدان گيهان آفرين - آن داور دادگر و راستكار - روزگارى ديگرگونه برايمان بخواست . اينك از خواست پروردگار ناخشنود نيستم و از آنچه كه او كاسته ، فزونى نمىجويم . تا كنون خشنودى دادگر را مىجستيم و هرگز با كوشش خود نتوانستيم از سرنوشت بگذريم . ليك چون كردگار گيهان از من بپرسد ، آشكار و نهان را به او خواهم گفت . او كه از تو داناتر و در هر نيك و بدى ، تواناتر است ، از من خواهد پرسيد . آگاه باش كه آن پر گناهانى كه در پيش تو هستند ، نه اندوهخوار تو و نه خويشاوندت مىباشند . همهء ايشان بندهء سيم و زر هستند و بس و تو در برابر ايشان هيچ فريادرسى را نخواهى يافت . اينك اگر چه گناه من جاى پالايش دارد ، ليك دل تو از براى ايشان پر از آلايش است و سخنى كه مىگويم در خِرد تو نمىگنجد و جان آن بدتنان نيز از اين سخن برخوردار نخواهد شد . ليك من