به مانند آن را نداشت . ديگر گنجى بود كه آن را سوخته مىخواندند و كشور از براى آن گنج ، افروخته بود . ديگر گنجى از مرواريد خوشاب بود و بلندى آن به اندازهء يك تير پرتاب بود و خردمندان نامور و كاردان نام آن را خضرا نهاده بودند . بجز اينها شادورد بزرگى بود كه گوهرهايى با رشتههايى از زر سرخ بر آن بافته شده بود . از رامشگرانش نيز سرگش و باربد - كه هرگز بازارش بد نمىشد - بودند . دوازده هزار كنيزك بسان بهار خرّم در شبستان زرّين او بودند « 1 » . دو هزار و دويست پيل بود « 2 » كه گويى ديگر از براى آنها هيچ جايى بر روى زمين نبود . دوازده هزار اسپ جنگى و دوازده هزار شتر باركش و ششسد و شست و شش شتر كجاوه كِش بودند « 3 » . هرگز
هامش
( 1 ) - بعضى همچون حكيم فردوسى روايت كردهاند و برخى تعداد زنان خسرو پرويز را 3000 و تعداد كنيزانش را به طور كلى 12000 دانستهاند . ر . ك . تجارب الامم في أخبار ملوك العرب و العجم ، ص 348 طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 766 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 1092 مجمل التواريخ و القصص ، ص 79 ابن اثير ، الكامل ، ج 5 قبل از اسلام ، ص 212 اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 58 .
( 2 ) تعداد فيلان خسرو پرويز را متفاوت ذكر كردهاند . طبرى آنها را 999 فيل دانسته است . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 766 . مسكويه 1001 فيل آورده است . تجارب الامم ، ج 1 ، ص 220 . صاحب مجمل التواريخ و القصص 900 فيل ذكر كرده است . ص 79 . بلعمى 1000 فيل آورده است . تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 1092 . اصفهانى نيز 960 فيل گفته است . تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 58 .
( 3 ) - تعداد اسبان و شتران خسرو پرويز را هم متفاوت گفتهاند . بلعمى مىنويسد كه به طور كلى تعداد اسبان و استران او 000 50 بوده است كه از آن ميان 8000 اسب خاصهء خسرو پرويز بود . 000 12 استر سفيد تركى نيز داشته است . تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 1092 - 1091 . نيز طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 766 . صاحب مجمل التواريخ و القصص تعداد اسبان را 000 18 ذكر كرده است . ص 79 . حمزه اصفهانى تعداد شتران بختى را 000 20 آورده است . تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 58 .
تجملات دربار خسرو پرويز بسيار بيش از اينها بوده است . طبرى مىنويسد كه خسرو پرويز در سال هيجدهم از پادشاهيش گفت تا حاصل خراج و ديگر منابع مالى را شمارش كنند . پس به دو گزارش كردند كه در آن سال از خراج و ديگر منابع مالى چهارصد هزار هزار و بيست هزار هزار مثقال نقره بدست آمده كه هم وزن ششصد هزار هزار درم باشد . و جز اين از سكهء فيروز پسر يزدگرد و قباد پسر فيروز دوازده هزار كيسه داشت كه در هر كيسه چهار هزار مثقال نقره بود كه مجموع آن چهل و هشت هزار هزار مثقال مىشد كه هم وزن شصت و هشت هزار هزار و پانصد هزار و چهارصد و بيست درم و يك نصف و يك سوم هشتم درم بود . و جواهر و جامه و كالاهاى ديگر نيز بيشمار داشت . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 766 . نيز مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 220 . گويند روزى كه خسرو پرويز كشته شد ، چهارصد هزار هميان زر بجز همه گنجهايش داشت . مسكويه ، همان ، ص 221 . صاحب مجمل التواريخ و القصص از قول پيروز نامه مىنويسد كه قيمت آنچه هر روز خسرو پرويز مىخورد 000 12 درم بود و همهء خوراكهايش يك رنگ بود ، زيرا هر روز گوهرى را موافق طبعش در آن خوراكها مىكوبيدند و حل مىكردند . نيز هر روز در دربار او 60 رطل شراب سورى خورده مىشد و 60 رطل مشك مصرف مىشد . ص 80 . حمزه اصفهانى تعداد نگهبانان خسرو پرويز را 6000 تن دانسته است . تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 58 . از ديگر شگفتىهاى دربار او كوزهاى بنام كوزه ابرى بود كه چون درون آن را با آب يا شراب پر مىكردند ، هر چه از آن مىريختند ، كم نمىشد . مجمل التواريخ و القصص ، ص 81 - 80 . بلعمى مىنويسد كه خسرو پرويز دستارى داشت كه دست خود را با آن پاك مىكرد و چون در آتش افكنده مىشد ، نمىسوخت و هرچه بدان آلوده بود ، مىسوخت و پاك مىشد . تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 1092 . ديگر زر مشت افشار بود كه زرى بود كه بسان موم ، نرم بود و بر آن مهر مىنهاد . مجمل التواريخ و القصص ، ص 81 . بلعمى مىنويسد كه در تاج خسرو پرويز 100 دانه مرواريد بود كه هر يك چند برابر تخم گنجشك بودند . تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 1089 . مسعودى مىنويسد كه پرويز 9 انگشتر داشت كه در امور ملك به كار مىبرد : 1 - يكى انگشتر نقره كه نگين ياقوت سرخ و نقش صورت شاه داشت و وصف شاه را در اطراف آن نوشته بودند . حلقه انگشتر از الماس بود و نامهها و سجلات را با آن مهر مىكردند . 2 - انگشتر دوم نگين عقيق داشت و نقش آن « خراسان آزاد » بود و حلقه طلا داشت و يادداشتها را با آن مهر مىزدند . 3 - انگشتر سوم نگين جزع داشت و نقش آن يك سوار بود و حلقه طلا داشت كه كلمه « الوحا » را بر آن نقش كرده بودند و جوابهاى چاپار را با آن مهر مىزدند . 4 - انگشتر چهارم نگين ياقوت گُلى داشت و نقش آن « به مال خوشى توان كرد » بود و حلقه طلا داشت و حوالهها و نامههاى عفو ياغيان و مجرمان را با آن مهر مىكردند . 5 - انگشتر پنجم نگين ياقوت گُلى داشت و اين از همهء انواع ، سرختر و صافتر و گرانقدرتر بود و نقش آن « حره و خرم » يعنى « خرسندى و خوشبختى » بود و اطراف آن مرواريد و الماس بود و خزينهء جواهرات و بيت المال خاص و خزينه زيور را با آن مهر مىكردند .
6 - انگشتر ششم نقش « عقاب » داشت و نامههاى ملوك آفاق را با آن مهر مىكردند و نگين آن آهن چينى بود . 7 - انگشتر هفتم نقش « مگس » داشت و داروها و غذاها و بوهاى خوش را با آن مهر مىكردند و نگين آن پادزهر بود . 8 - انگشتر هشتم نگين مرواريد داشت و نقش آن « سر گراز » بود و گردن محكومين به قتل را با نامههايى كه در بارهء خونبها فرستاده مىشد ، با آن مهر مىكردند . 9 - انگشتر نهم آهن بود كه هنگام دخول حمام بدست مىكرد و نگين آبزن داشت . مروج الذهب ، ج 1 ، ص 273 - 272 . نيز گرديزى ، زين الأخبار ، ص 99 - 97 . نيز گرديزى از 000 10 من عود ، 5000 من كافور ، 3000 من مشك ، 4000 من عنبر ، 000 12 يوز ، 1000 شير ، 000 12 پليته شمع ، كبريت سرخ ، 1000 بار اسپند و 000 10 غلام ياد مىكند . همان ، ص 95 . نيز ن . ك . تجارب الامم في أخبار ملوك العرب و العجم ، ص 350 - 348 نويرى ، نهاية الإرب ، ج 10 ، ص 221 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 103 جوزجانى ، طبقات ناصرى ، ج 1 ، ص 167 مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 123 - 122 .