تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 717

مساهمون:

ص٧١٧

مبادا كه گستاخ باشى به دهر * كه از پاىزهرش فزون است زهر سراى سپنج است بر راه رو * تو گردى كهن ، ديگر آيند نو يكى اندر آيد ، دگر بگذرد * زمانى به منزل چمد ، گر چرد چو برخيزد آواز طبل رحيل * به خاك اندر آيد سر مور و پيل اكنون چون داستانى شگفت در بارهء پرويز از من بشنوى ، آن را بايد به ياد بسپارى . همانا كه چنان سزاوارى و دستگاه و بزرگى و شكوه و فرّ و سپاهى داشته كه هرگز در گيتى بيشتر از آن را نخواهى شنيد اگر چه از بزرگان دانا نيز بپرسى . از توران و چين و هند و روم و هر كشور آبادى ، در روزهاى درخشنده و شبهاى سياه ، به نزديك آن شاه باژ مىبردند . همه گونه ريدك و كنيز و مرواريد خوشاب و ياكند و هر گوهر ديگرى در درگاهش بود . دينار و گنجش بيكران بود و هيچ شاهى در روزگار به مانند او نبود . از شاهين و باز و دالمن پرّان گرفته تا شير و پلنگ و نهنگ دريا همگى پيمان او را برگزيدند و جانش بسان خورشيدى روشن گشت . گنجهاى او نخست گنج عروس بود كه از چين و برطاس « 1 » و هند و روس آورده شده بود . ديگر گنج بادآورد بود « 2 » كه در شمارش آن درمانده بودند . ديگر آن گنجى كه آن را ديباى خسروى « 3 » مىخوانى . ديگر گنج نامور افراسياب بود كه هيچكس در خشكى و دريا

هامش
( 1 ) - برطاس ناحيه‌اى در غرب رود اتل ( ولگا ) در جنوب بلغار و شمال درياى خزر است كه قومى به همين نام در آن بوده‌اند . استخرى ، مسالك و ممالك ، ص 180 ترجمه آثار البلاد و اخبار العباد ، ج 2 ، ص 432 شهيدى مازندرانى ، راهنماى نقشه جغرافيايى شاهنامه فردوسى ، ماده برطاس .
( 2 ) - در بارهء گنج بادآورد روايت كرده‌اند كه در هنگامى كه مناسبات ميان ايران و روم تيره گشته بود و خسرو پرويز سردارش بنام شهربراز را مأمور تصرف قسطنطنيه كرده بود ، هراكليوس از ترس گشوده شدن قسطنطنيه ، گنجينه‌هاى بسيارى را در كشتيهايى نهاد و آنها را به سوى حبشه بفرستاد . ليك باد در جهت مخالف وزيد و آن كشتى را به حدود اسكندريه - كه شهربراز در آنجا بود - آورد و بدين ترتيب گنجينه و كشتى بدست شهربراز افتاد . شهربراز نيز آن را براى خسرو پرويز فرستاد . به همين دليل بود كه آن را گنج بادآورد ناميدند . ر . ك . ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 391 - 390 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 1091 مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 272 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 104 .
( 3 ) صاحب مجمل التواريخ و القصص نام اين گنج را دينار خسروانى ضبط كرده است . ص 81 .