دبير تو از اين راز آگه شود . پس خودت نويسندهاى تيز هوش باش و به تنهايى پاسخ را بنويس . من نيز چون پاسخ اين نامه را بخوانم و دل مرد خودكامه را ببينم ، بىدرنگ جنگ افزار و سپاه و درم را برايت مىفرستم تا دل خود را اندوهگين ندارى . تو هم هر كسى را كه در نزدت گرامىتر و نامىتر است و يا كسى كه از او كينهاى در دل دارى ، با مردانگى كينهها را از دل دور ساز و گناهش را به يزدان دادار ببخش و روز را بر دوست و دشمن تيره مگردان . چون بخواهى كه يزدان تو را شاهى پيروز بخت و با سپاه و تاج و تخت نگاه بدارد ، دست خود را از چيزهاى كسان كوتاه ساز و روانت را به سوى راستى رهنمون گردان . مردم خود را بنواز و تهيدستان كوشا را نگاهبانى كن .
بدان كه چون بخشنده و فريادرس باشى ، هيچكس هم به تخت و تاج تو دست نخواهد يازيد . هر شاهى كه بيدار و نگاهدار گيتى از دشمن بود ، هرگز از دشمن ، بدى نديد و فرّهء ايزديش افزوده گشت . بزرگان ، خويشان و فرزند پاك و تن خويش را براى خود مىخواهند ، ليك ما اكنون همهء اينها را براى تو خواستيم و روان خود را به بند تو بيآراستيم . آنگاه چون سر آغاز نامه خشك گشت ، مُهرى از مشك بر روى آن بنهادند و قيصر نگين انگشترى خود را بر آن مُهر بنهاد و آن را به فرستاده داد و آفرين بكرد .
پيمان نامه نوشتن خسرو پرويز و فرستادن نزد قيصر
چون آن نامه به نزديك خسرو رسيد و از آن پيوستن قيصر به دو آگهى تازهاى برسيد ، خسرو به ايرانيان گفت : امروز خورشيد به گونهاى ديگر بر آسمان مىگردد .
نامهء بلندى پر از سخنان سودمند از قيصر بيآمده است و در آن راهى مىجويد تا آن كينهء ديرينه ميان ايران و روم را از ميان ببرد . ايرانيان كه چنين شنيدند ، به دو گفتند :
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 601
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٦٠١