تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦
رنج بيآورى . اگر هم اينها را كه گفتم ، نمىداشتيم ، از مهتران هر كشورى درم مىخواستيم تا تو از روم با كامروايى به ايران و به آرامشگاه خود بخرامى . پس روان خود را در اين سرزمين تيره مدار چرا كه كردار روزگار اين چنين است كه گاهى پناه است و گاه گزند ، گاهى ناز و نوش مىباشد و گاه كمند . اكنون تا من جنگ افزار و سپاه و درم را گرد مىآورم ، تو نبايد دژم باشى . پس مرد فرستاده به پيش خسرو آمد و همهء آن سخنان قيصر را براى او ياد بكرد . سپس قيصر آنجا را از بيگانه تهى كرد و با راهنماى خود پر از انديشه بنشست و به موبد گفت : اين دادخواه در ميان اين گيتى ، ما را پناه خود گرفته است . اكنون چه سازيم تا او نيرومند گردد و از ننگ آن كهتر ، بىآهو شود . موبد راهنما به قيصر گفت : بايد تنى چند از فرزانگان پاكيزه انديش و بيدار دل با ما در اين كار دل ببندند . قيصر نامدار كه چنين شنيد ، كسى را به نزد ايشان فرستاد . پس چهار تن از آن فرزانگان پير و جوان رومى نژاد به پيش قيصر رفتند و سخنان ديرينه‌اى در نزد او ياد بكردند و گفتند : نهان ما از هنگام درگذشت اسكندر تا كنون همواره از براى آن همه تاراج و جنگ و آويختن و خون ريختن بىگناهان از سوى ايرانيان ، آزرده بوده است . اكنون نيز يزدان پاك از براى آن بدكردارى ايشان ، بر ايشان اين كار بد را به پيش آورد . پس تو نيز چون بخت ساسانيان كندرو گشته است ، در اين ميانه خاموشى برگزين . چرا كه اگر خسرو آن تاج خسروانى را بدست بيآورد ، ديگر سر خود را به ماه خواهد افراخت و بىدرنگ از روم باژ خواهد گرفت و همهء اين سرزمين را به زير پاى خواهد آورد . اينك اگر اين سخنان ما خردمندانه است ، آنها را به ياد بسپار و سخنان ايرانيان را همچون باد بشمار . قيصر كه سخنان ايشان را بشنيد ، انديشهء ديگرى بكرد . پس نامه‌اى بنوشت و در آن از گفتار دانايان بيدار و سخنان ديرينه ياد بكرد و آن را به همراه سوارى به سوى شاه ايران بفرستاد . چون سوار به نزديك خسرو رسيد ، آنچه را كه از قيصر نامدار شنيده بود ، براى او بگفت و نامهء قيصر را نيز به دو بداد و بيش از اندازه با خسرو
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 596 | حكيم أبو القاسم الفردوسي