تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
هر كشور هست و توانايى و خِرد و روشنگرى از آن من است . براستى كسى كه يزدان او را پادشاه سازد ، مردمان پارسا به دو خواهند نازيد . شاه نخست بايد بخشايشگر باشد ، چرا كه روزگار از بخشش آراسته مىگردد . پس ما نيز به تهيدستان مهربانى مىكنيم و پاسبان توانگران مىشويم . هر آرزويى كه از ما داريد ، از ما پنهان مسازيد . هرچه كه دلتان از براى آن هراسان باشد ، بدانيد كه داد دادن آن براى من آسان خواهد بود . همهء نيكبختان از اين تاج و تخت شاد باشيد . چون بخشايش و دادگرى كنم ، در ميان بزرگان خواهم درخشيد . شمايان نيز مهربانى خود را افزون سازيد و كينه و آز را از دلها بيرون كنيد . بدانيد كه هر كسى كه از دو كار پرهيز كند ، هرگز چشمانش روزگار بد را نخواهد ديد . همه از كهتر و مهتر براى خشنودى كردگار گيهان بكوشيد . كسى كه مغزش پر از خِرد باشد ، دلش به سوى ناسپاسى نرود . چون نيكى را از براى نمودن در پيش چشمان مردمان كنى ، مزد آن به تو نخواهد رسيد . هر گاه كه شهريارت دادگر بود ، تو بر او گمانى به سستى مبر . اگر بگويى كه شاه تو چيزى نمىداند و تنها سخنان شاهان ديگر را مىگويد ، چون از دل خود بخشايش كند ، تو ديگر در زمين تخم كژّى را مكار . هر كسى كه پند ما را خوار شمارد ، دل خود را از خوبى شهريار شسته باشد . چون شاه از تو خشنود گردد ، اين راستى مىباشد و اگر از او سر بپيچى ، كاستى خواهد بود . هرگز از براى رنجى كه ببينى ، از نيكى مپرهيز و دل خود را به بيداد و گنج شادمان مساز . بدان كه چون در گيتى كام دل خود را بيافتى و به جايى كه به آن بشتافتى ، رسيدى ، ديگر هر گاه به هفتاد سالگى برسى ، همهء آنچه را كه گرد آورده باشى ، به دشمن خواهى سپرد . دل من همواره در انديشهء تهيدستان است و نمىخواهم كه از اين انديشه دور شوم . همواره از پروردگار پاك مىخواهم كه چندان از اين روزگار بهره بيابم كه درويشان را با گنج خود شاد سازم و دل پارسايان را در رنج نيافكنم . هر كسى كه در گيتى شاه‌وش گردد و از براى گنج دينار ، برترى بجويد ، سرش را از اين مىپيچانم و نمىخواهم كه هيچكس مهترى بجويد . پس بدانيد كه آغاز و فرجام و آشكار و پنهان كار ما همين است كه گفتم .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 449 | حكيم أبو القاسم الفردوسي