اكنون من تاج و تخت هرمزد شاه را مىآرايم و او را بر تخت شاهى مىنشانم .
هامش
بكشت و 000 10 تن از ايشان را نيز اسير كرد و در آذربايجان و اطراف آن ساكن ساخت . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 647 . در دورهء انوشيروان از 3 جنگ با روم ذكر شده است . براى آگاهيهاى بيشتر ر . ك . مشكور ، ايران در عهد باستان ، ص 450 - 443 . نيز انوشيروان به ناحيهء عدن تاخت و جنگهايى كرد . ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 351 مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 165 . انوشيروان يكى از سرداران خود را با سپاهى انبوه به سرنديب در هند فرستاد . برخى معتقدند كه شاه سرنديب در اين جنگ كشته شد و برخى بر آن هستند كه وى با انوشيروان صلح كرد و سردار انوشيروان در هر حال گنجينههاى بسيارى از هند براى انوشيروان برد . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 705 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 1041 - 1040 ابن اثير ، الكامل ، ج 5 قبل از اسلام ، ص 69 - 68 ابن خلدون ، العبر ، ج 1 ، ص 204 . رواياتى از حملهء انوشيروان به قوم بر جان در دست است . ر . ك . طبرى ، همان ، ص 651 ابن اثير ، همان ، ص 67 مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 166 . گويند انوشيروان چون به قدرت رسيد ، منذر بن نعمان اكبر را بخواست و حيره و پادشاهى خاندان حارث بن عمرو ملقب به آكل المرار را كه پيش از اين مزدكى شده بود ، به دو داد . طبرى ، همان ، ص 650 . در زمان انوشيروان ، حبشىهاى مسيحى - كه مورد حمايت دولت روم بودند - بر يمن چيره شده
بودند و ابرهه از ميان ايشان بود كه به قصد ويران ساختن خانهء كعبه به سوى مكّه تاخت ، ليك چنان كه مشهور است ، موفق به آن كار نگرديد . در اين هنگام سيف بن ذى يزن ، شاهزاده يمنى از انوشيروان در برابر حبشىها يارى خواست . انوشيروان نيز كه از نفوذ غير مستقيم روميها در عربستان و يمن خشنود نبود ، گروهى مركب از 800 زندانى محكوم به مرگ به سرپرستى وهرز را با 8 كشتى به سوى يمن بفرستاد . 2 كشتى به همراه 200 تن در ميان راه غرق شدند و 6 كشتى به همراه وهرز و سيف بن ذى يزن و 600 تن به يمن رسيدند . در جنگى كه ميان ايشان در گرفت ، حبشيان شكست خوردند و بسيارى كشته شدند و باقى گريختند . سيف بن ذى يزن پادشاه يمن شد و وهرز به فرمان انوشيروان به ايران بازگشت . ليك سيف از آن پس به كشتار سخت حبشيان پرداخت . شكم زنان را مىشكافت تا بچههاى ايشان را بكشد و بسيارى از حبشيان را نابود كرد و بقيه را بندهء خود كرد و از ايشان دوندگانى ساخت تا با نيزه در پيش او بدوند . سرانجام يك روز او را بكشتند و يكى از حبشيان قيام كرد و كشتار بسيارى در يمن به پا شد . انوشيروان نيز بار ديگر وهرز را با 4000 سپاهى به سوى يمن فرستاد و گفت كه هر چه سپاه و دورگه در يمن هست ، از كوچك تا بزرگ و هر كه موى مجعد دارد و نسب به سياهان مىبرد ، بكشد . وهرز نيز به يمن رفت و بدين سان همهء حبشيان آنجا را بكشت . انوشيروان نيز او را عامل يمن كرد و تا هنگام مرگ در آنجا بود و براى انوشيروان خراج مىگرفت . فرزندان وهرز نيز تا چند نسل در همين مقام بودند . ر . ك . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 700 - 699 693 - 689 650 . نيز ن . ك . يعقوبى ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 204 - 203 اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 57 - 56 ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 351 . 14 - علت درگذشت انوشيروان را بيمارى دانستهاند . ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 362 ميرخواند ، روضة الصفا ، ج 1 ، ص 791 . 15 - صاحب مجمل التواريخ و القصص مكان درگذشت انوشيروان را مداين دانسته است . ص 76 . مستوفى مىنويسد كه گور ( دخمه ) انوشيروان در جبل الحمير است . تاريخ گزيده ، ص 117 . 16 - از انوشيروان سخنان بسيارى بر جاى است . ر . ك . رساله اندرز خسرو قبادان در متون پهلوى ، ص 99 - 98