« كواذ پسر پيروز » پادشاهى كواذ پسر پيروز چهل سال بود « 1 » بر تخت نشستن كواذ و اندرز كردن با بزرگان چون كواذ فرّخ بر تخت بنشست و كلاه بزرگى را بر سر نهاد ، از شهر استخر - كه گردنكشان بدان مىنازيدند - به سوى تيسفون رفت . چون در آنجا بر تخت پيروزه بنشست ، گفت : هيچچيزى را از من نهان مداريد . شما را در روز سپيد و شب سياه ، همواره راه به سوى من گشوده است . همانا كسى بزرگ است كه زبان خود را به گفتار راست بيآرايد و كژّى نخواهد . چون به هنگام خشم ، بخشايش آورَد ، سرِ راستان ، او را رهنمون مىخواند . با اين كار تخت خشنودى خويش را در گيتى خواهد گذاشت و از براى آن داد ، آفرين بزرگان را خواهد يافت . بدان كه اگر دل خود را از كينه بدور
هامش
( 1 ) - برخى مدت شاهى كواذ ( قباد ) را همچون حكيم فردوسى 40 سال دانستهاند . ر . ك . تجارب الامم فى اخبار ملوك العرب و العجم ، ص 272 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 23 . برخى 41 سال آوردهاند . ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 344 مجمل التواريخ و القصص ، ص 73 . بعضى 42 سال دانستهاند . مقدسى ، آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 518 جوزجانى ، طبقات ناصرى ، ج 1 ، ص 164 . مستوفى در يك خبر واحد و اشتباه اين مدت را 64 سال دانسته است . تاريخ گزيده ، ص 116 . ليك اكثر مورخان ، مدت شاهى كواذ را 43 سال دانستهاند و همين هم صحيح مىباشد ، يعنى از سال 488 م . تا 531 م . ر . ك . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 641 دينورى ، الأخبار الطوال ، ص 96 مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 258 مسعودى ، التنبيه والاشراف ، ص 95 يعقوبى ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 202 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 88 مجمل التواريخ و القصص ، ص 73 .