تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
تهيدست را دينارى از گنج خود ببخشم و دل اندوهگساران را از رنج بشويم . يا اگر در شبى تيره و سرد ، گوسپندى را از ميان رمه ببرند ، به تاوان آن ، اسپى پر مايه بدهم و هيچ سپاسى نيز بر او ننهم . چون به هنگام كارزار با دشمنم ، يكى از سواران زخمى گردد ، براى يك سال او از گنج خود ، درم مىفرستم و فرزند او را نيز دژم نمىدارم . پس همگى دادار را سپاسگزار باشيد ، زيرا كه او نيكىشناس جاويد است . بجز هيربدان يزدان سپاس ، هيچكس دست به آب و آتش ميازيد . خون گاوان شخم زن را مريزيد ، زيرا كه كشتن گاو بر روى زمين [ كشاورزى ] ننگ است . پس اگر گاوى از پيرى بيكار گشت و به چشم دارندهء خود خوار شد ، نبايد كه آن گاو كشته گردد زيرا اگر چنين شود ، فرّهى از زمين بيرون خواهد شد . همگى با ايرانيان به سگالش بنشينيد و دل مردمان جوان را مشكنيد . به هنگام پيرى مست نگرديد زيرا كه پير باده‌پرست ، نيكو نباشد . از انديشهء ديو بدور باشيد و به هنگام جنگ با دشمن ، جشن و سور نجوييد . بدانيد كه من هرگز از زيردستانم خراج نخواهم خواست و اگر چنين كنم ، همانا كه از پروردگار و از اين تخت پيلسته بيزار خواهم بود . اگر پدرم - يزدگرد - بدكنش بود ، ما به پاداش او دادگرى كرديم تا شايد كردگار گناه او را ببخشايد و او را از دوزخ به سوى بهشت راه بنمايد . شمايان نيز هرگز به يزدان ، گناهكار مباشيد و بدانيد كه بهتر است به هنگام پيرى آمادهء رفتن از اين گيتى شويد . پس چون يزدان دادگر از ما خشنود گردد ، ديگر اندوه فردا را مخوريد . همگى دلتان را از كردار ما خوش سازيد و با آزادى آهنگ آتشكده كنيد . چون همهء آن نامداران گفتار شاه را شنيدند و نيك در آن نگريستند ، همگان ديدگان خود را از براى آن شاه پر دانش تيز هوش پر از اشك ساختند و خروشان بر او آفرين بكردند و او را پادشاه زمين خواندند .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 146 | حكيم أبو القاسم الفردوسي