تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 829

مساهمون:

ص٨٢٩

اورمزد پسر شاپور پادشاهى اورمزد پسر شاپور يك سال و دو ماه بود « 1 » اكنون سر تخت و تاج اورمزد « 2 » شاه را بسان ستارهء اورمزد « 3 » بيآرايم . شاهىِ او هيچ كمبودى نداشت ، ليك بدىِ شاهى او آن بود كه روزگارش كوتاه بود . چون اورمزد شاه بزرگ بر تخت بنشست ، ديگر ميش در كنار گرگ به آبشخور آمد . در آغاز شاهى گفت : اى خردمندان نامور و كارآزموده ، اينك كه يزدان نيكىدهش اين نيكى و تاج خسروانى را به ما داد ، ما نيز بكوشيم تا نيكى و داد بيآوريم . خوشا كسى كه پند پدر را به ياد دارد . نيكى را با شما يار سازم و نخواهم كه هيچ رازى را از من پوشيده داريد . بدانيد كسى كه سركش گردد ، در نزد مهتران سخت ناخوش باشد .

هامش
( 1 ) - برخى اين مدت را يك سال ذكر كرده‌اند . ر . ك . يعقوبى ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 197 مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 132 مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 244 . بلعمى يك سال و 10 روز دانسته است . تاريخ بلعمى ، ج 2 ، ص 901 . مسعودى در روايت ديگرى 22 ماه آورده است . همان ، همان صفحه . ثعالبى اين مدت را كمتر از 2 سال آورده است . تاريخ غررالسير ، ص 288 . ابن بلخى 2 سال ذكر كرده است . فارسنامه ، ص 63 . دينورى در يك خبر كاملاً واحد و اشتباه ، اين مدت را 30 سال دانسته است . الأخبار الطوال ، ص 74 . به طور كلى بايد گفت مدت حكومت هرمز اول حدود يك سال بوده و در 273 م . بر تخت نشسته است .
( 2 ) - همان هرمزد است . نام او به صورت هرمزد اردشير نيز آمده است .
( 3 ) ستارهء اورمزد به پارسى به معناى ستارهء مشترى است .