تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 827

مساهمون:

ص٨٢٧

روى نهاد « 1 » . اندرز كردن شاپور ، پسر خود را اورمزد شاپور همچنان با دادگرى و خردمندى و بلند اخترى بر تخت شاهى بود . چون سى سال و دو ماه بگذشت ، ديگر فرّ و شكوه شاه پراكنده شد . پس بفرمود تا اورمزد به پيش او رفت . آنگاه به دو گفت : ديگر روى فرزد ، زرد گشت . ليك تو شاهى بيدار باش و همواره داد كن . به هوش باش كه هرگز به شاهى اميدوار مگردى و روز و شب نامهء جمشيد را بخوان . در گيتى هيچ بجز داد و نيكى مكن و هميشه پناه كهتران و فرّ مهتران باش . به دينار خود كم بناز و بخشنده و دادگر و فرخنده باش . چون بخواهى كه بخت يار تو باشد ، هرگز بر كسى كه كم آزار است ، بانگ بلند مزن ، سراسر اين پندهاى مرا از من ياد بگير ، همچنان كه من از اردشير به ياد سپردم . شاپور ، اين بگفت و رنگ رخسارش زرد گشت و درگذشت « 2 » و دل اورمزد برنا پر از درد شد .

هامش
( 1 ) - طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 590 يعقوبى ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 195 .
( 2 ) - صاحب مجمل التواريخ و القصص مكان درگذشت شاپور اول را شهر استخر پارس دانسته است . ص 64 . ذكر چند نكته در بارهء شاپور اول لازم مىباشد : الف - شاپور اول نيز در پى اقدامات پدرش فرمان داد تا قطعات راجع به طب و نجوم و جغرافيا و فلسفه را كه نزد هندوان و يونانيان پراكنده بود ، بدست آورده ، جزو اوستا سازند و نسخه‌اى از آن را در گنج شپيگان گذاشتند . پورداود ، يشتها ، ج 2 ، ص 248 . ب - به اجماع مورخين ، مانى در زمان شاپور اول دين خود را بيآورد . از جمله ر . ك . مسعودى ، مروج الذهب ج 1 ، ص 244 - 243 يعقوبى ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ص 197 - 195 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 62 20 مقدسى ، آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 511 . ليك حكيم فردوسى اشتباهاً اين رويداد را نيز همچون چند رويداد ديگر در دورهء شاپور دوم ذكر كرده است كه شرح آن بعداً خواهد آمد . ج - لقب شاپور اول « نَبَرده » به معناى جنگى بوده است . خوارزمى ، مفاتيح العلوم ، ص 101 . د - مقدسى رخداد سيل عرم بر ناحيهء سبا را در زمان شاپور اول دانسته است . آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 511 . ه - صاحب مجمل التواريخ و القصص آورده است كه داستان ويس و رامين مربوط به زمان شاپور اول بوده و موبد - برادر رامين - از سوى شاپور اول حاكم نواحى خراسان و ماهان بوده است . ص 94 . و در كتاب صور ملوك بنى ساسان تصوير شاپور اول بدين گونه نشان داده شده بود : پيراهن لاجوردى رنگ بر تن ، شلوار وشى كردهء سرخ ، تاج سرخ در ميانهء سبز با نيزه‌اى افراشته در دست . اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 47 . ز - از شاپور سخنانى بر جاى مانده است . ر . ك . ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 287 - 286 مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 244 . نيز كتيبه‌هايى از او بر جاى است كه حاوى نكات مهمى در بارهء دورهء شاهى وى مىباشد كه مهمترين آنها كتيبهء كعبهء زردشت است كه شاپور در آن ماجراى پيروزيهاى خود را شرح داده و از روى آن مىتوان به ماهيت سياست خارجى شاپور اول پى برد و از لشكركشيهاى متعدد وى به استانهاى رومى آگاهى يافت . ر . ك . سامى ، تمدن ساسانى ، ج 1 . ح - ثعالبى در وصف شاپور اول مىنويسد : « شاپور در زيبايى ، خردورزى ، هشيارى و با هم داشتن مهربانى و جهاندارى و دلبستگى فراوان به كامروايى همگان مانند پدر بود و در بخشش و سخنورى بر پدر پيشى گرفت . . . شاپور به سامان دادن كارها و استوار ساختن مرزها و گرداندن كارهاى كشور پرداخت و به آباد سازى شهرها و نبرد با دشمنان روى آورد . و با كاشتن نهال دوستى در دل مردم ، شيرينىِ داد و نيكى به كام آنها ريخت و ايشان را به فرمانبردارى و هم رايى با خود فرا خواند . » تاريخ غررالسير ، ص 382 .