رمهها به شمايان مىبخشم . ليك هر آنچه كه از اينها افزون داشتيد ، آن را رهنمون ما به سوى گنج ما خواهد آورد . تا كنون آن دَهيكى را كه پيش از اين مىگرفتم و آن باژ را - چه كم و يا زياد - همه را براى كارهاى سودمند به كار بردم و همواره سپاهيان بيشمارى در درگاه خود داشتم . همواره خوشى و ناترسى شما را جستم و خواستم تا كيش اهريمنى نهان گردد . شمايان نيز همگى به يزدان دست زنيد و در اين راه بكوشيد و هرگز سر از پيمان او نپيچد . زيرا كه او بخشنده و دارنده است و همو است كه نگارندهء اين آسمان بلند مىباشد . تنها او فريادرس ستمديدگان است . پس به هيچكس جز او منازيد . نبايد نهادن دل اندر فريب * كه هست از پس هر فرازى نشيب كجا آن كه برسود تاجش به ابر * كجا آن كه بودى شكارش هزبر نهالى همه خاك دارند و خشت * خنك آن كه جز تخم نيكى نكشت اكنون به همهء كسانى كه در اين سرزمين من هستيد و به اندرزم گوش سپردهايد پنج راه را مىنمايانم كه سود آن از تاج و گنج نيز فزونتر خواهد بود . اندرز كردن اردشير ، مردمان را پس همگى ، از برنا و پير ، به گفتار اين اردشير نامدار گوش بسپاريد . يكى آن كه هر كسى كه مىداند دادارى هست ، بايد تنها يزدان پاك را بپرستد . دو ديگر آن كه چه زيردست باشيد و چه شهريار ، هرگز دانش را خوار نگيريد . سديگر آن كه بدانى كه هرگز سخن در نزد مرد دانا كهن نگردد . چهارم آن كه همواره از گناه بيش از بند و زندان شاه بترسيد . و پنجم بدانيد كه سخن مردم آهوجوى « 1 » در نزد ديگران هيچ آبرويى نگيرد .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 810
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٨١٠
هامش
( 1 ) - آهوجوى به پارسى به معناى عيبجوى است .