از سوى ديگر ، شبى بابك رودياب بخفته بود . روان روشنش در خواب چنان ديد كه ساسان با تيغى هندى در دست بر پيل ژيانى سوار شد و هر كس كه به نزد او آمد ، بر ساسان آفرين كرد و او را نماز برد . ساسان نيز زمين را به خوبى بيآراست و دل تيره را از اندوه پاك كرد . باز در شب ديگر چون بابك بخفت ، پيوسته در انديشه بود . پس در خواب چنان ديد كه آتش پرستى سه آتش فروزان همچون آذرگشسپ و خرّاد مهر را به نزد ساسان ببرد و آن آتشها در پيش ساسان فروزان بودند و بر روى هر يك از آنها داربوى مىسوخت « 1 » . چون بابك از خواب بيدار شد ، روان و دلش پر از آشفتگى گشت . پس همهء دانشمندان و خوابگزاران و بزرگان فرزانه و سگالشگر در ايوان بابك گرد آمدند . بابك نيز زبان بگشود و همهء آن خوابها را به ايشان بگفت . ايشان هم انديشناك به دو گوش سپرده بودند . سرانجام يكى از ايشان گفت : اى شاه سرافراز ، بدان كه بايد به گونهاى ديگر در اين كار نگريست . آن كسى را كه تو در خواب ديدى ، به شاهى رسد و سر به آسمان برآورد . اگر هم اين خواب ازو بگذرد و او شاه نگردد ، او را پسرى خواهد بود كه بدانسان از گيتى برخوردار خواهد شد . چون بابك اين سخن را بشنيد ، شاد شد و به همهء ايشان ، به اندازهء ، پيشكشهايى بداد . آنگاه بفرمود تا آن سر شبان رمهها در آن روز سرد به پيش او بيآيد . سر شبان نيز كه گليم پشمينى بر تن داشت ، پر از برف و با دلى كه از ترس به دو نيم گشته بود ، به نزد بابك آمد . بابك آنجا را از بيگانگان تهى كرد و ريدك و راهنمايان نيز برفتند . آنگاه از ساسان بپرسيد و او را بنواخت و نزديك خود بنشاند . سپس از نژاد او بپرسيد . شبان كه چنين ديد ، بترسيد و هيچ پاسخى نداد . ليك پس از دَمى به دو
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 754
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٧٥٤
هامش
( 1 ) - اين خوابها در كارنامه اردشير بابكان به گونهاى ديگر آمده است كه : « بابك شبى چنان به خواب ديد كه خورشيد از سر ساسان بتافت و همهء كيهان را روشنى گرفت . ديگر شب چنين ديد كه ساسان بر پيل سپيد آراستهاى نشسته است و هر كه اندر كشور پيرامون ساسان ايستاده است ، او را نماز مىبرد و ستايش و آفرين همى كند . آن سديگر شب همانگونه چنين ديد كه آذر فرنبغ و گشنسپ و برزين مهر به خانه ساسان همى درخشند و روشنى به همهء كيهان همى دهند . » همان بخش اول ، بند 11 - 9 ، ص 176 . ثعالبى مىنويسد كه بابك در خواب ديد كه خورشيد و ماه از پيشانى ساسان برآمدهاند . تاريخ غررالسير ، ص 274 .