چنين است رسم سراى سپنج * گهى شاد باشى ازو گه به رنج بخور هرچه دارى منه بازپس * تو رنجى چرا ماند بايد به كس قيصر تا دو ماه بر آن تخت شاهى بنشست و همهء گنجهاى فور را بر سپاهيان ببخشيد . در هندوستان پهلوانى سترگ و نژاده به نام سورگ بود . پس اسكندر آن تخت شاهى را به دو داد و گفت : هرگز دينار را نهان مساز و هرچه بدست آوردى ، ببخش و بخور و به اين تخت و تاج سپنجى مناز . زيرا گاهى اسكندر خواهد بود و گاه فور . گاهى درد و خشم است و گاه بزم و سور . آنگاه اسكندر به سپاهيانش درم و دينار بداد و پهلوانان و كشورش را بيآراست « 1 » . رفتن اسكندر به ديدار خانهء كعبه چون سپاهيان از خواسته بىنياز گشتند ، هنوز زمانى درازى نگذشته بود كه پگاه آواى كوس برخاست و آسمان همچون چشم خروس گشت . از آن همه نيزه و درفشهاى پرنيانى ، ستارگان نيز سرخ و زرد و بنفش شدند . و بدين سان اسكندر كه گروهى از او شاد و گروهى نيز دژم بودند ، به سوى حرم آمد « 2 » و با ناله و نفير و پيل به ديدار جايگاه اسماعيل برفت كه خانهء حرم را برآورده و از براى آن رنجها برده بود . خداوند او را به آنجا بخواند و به دو بود كه راه يزدان بر تو درست گشت . آنگاه از براى پاكى آن خانه ، آن را خانهء خود خواند و نيايشكنان را بدانجا بخواند « 3 » . ليك
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 686
مساهمون: حكيم أبو القاسم الفردوسي
ص٦٨٦
هامش
( 1 ) - ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 243 - 241 تجارب الامم فى اخبار ملوك العرب و العجم ، ص 147 - 145 اسكندرنامه ( كاليستنس دروغين ) ، ص 23 - 15 مجمل التواريخ و القصص ، ص 56 مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 282 دينورى ، الاخبار الطوال ، ص 58 .
( 2 ) - دينورى ، الاخبار الطوال ، ص 59 تجارب الامم فى اخبار ملوك العرب و العجم ، ص 148 - 147 اسكندرنامه ( كاليستنس دروغين ) ، ص 106 - 101 طرسوسى ، دارابنامه ، ج 2 ، ص 522 - 505 .
( 3 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 1435 ، بيت 664 آمده :
ز پاكى ورا خانهء خويش خواند * نيايش ترا تا ترا پيش خواند
ليك در نسخهء بروخيم ، ج 7 ، ص 1846 مصراع دوم بدين گونه آمده :
« نيايش كنان را بدان پيش خواند » ^ CENTER كه صحيح مىباشد .