تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 683

مساهمون:

ص٦٨٣

اوست . آنگاه پيلى را به روى كاغذ بنگاشتند تا اسكندر شاه ببيند . اسكندر كه چنين ديد ، به فيلسوفان روم بفرمود تا پيلى از موم در پيشش بساختند . سپس گفت : اكنون چه كسى با انديشهء پاكيزهء خود چارهء اين را بجاى خواهد آورد ؟ پس آن دانش‌پژوهان در كنار يكديگر بنشستند و چارهء آن كار را بجستند . سرانجام بيش از سه هزار تن از آهنگران ورزيدهء رومى و مصرى و پارسى را انجمن بكرد و ايشان اسپان آهنينى با سواران و زينهاى آهنين بساختند . سپس با ميخ و مس درزهاى آنها را بدوختند و درونشان را پر از نفت سياه كردند و سوار بر گردونه‌هايى در پيش شاه براندند « 1 » . چون اسكندر آنها را بديد ، بپسنديد و آن خردمندان را سودمند يافت . پس بفرمود تا بيش از هزار اسپ ابرش « 2 » و سرخ و سپيد و سياه آهنين با سوارانى همچنان از آهن بساختند . چه كسى تا كنون سپاهى آهنين ديده است ؟ در آغاز ماه همهء كارها ساخته و پرداخته شد و سپاهى از آهن سر به آسمان برآورد كه سخت به سواران جنگى راستين مىمانست « 3 » . جنگ اسكندر با هندوان و كشته شدن فور بر دست او چون اسكندر به نزديك فور آمد و آن سواران و سپاهيان را از دور بديد ، از دو

هامش
( 1 ) - در نسخهء ژول مُل ، ص 1432 ، بيت 590 آمده : بگردون همى راندند پيش شاه * درونش پر از نفط و كرده سياه ليك در نسخهء بروخيم ، ج 7 ، ص 1842 مصرع دوم بدين گونه آمده : « درونش بياگنده نفت سياه » ^ CENTER و نيز در نسخهء مسكو ، ج 7 ، ص 37 آمده : « درونش پر از نفط كرده سياه » ^ CENTER كه البته دو ضبط اخير صحيح مىباشد .
( 2 ) - اَبْرَش به معناى اسبى است كه نقطه‌هاى مخالف رنگ آن بر آن باشد و يا رنگش سرخ و سفيد در هم آميخته باشد . برهان قاطع ، ماده ابرش .
( 3 ) - مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 92 ابن اثير ، الكامل ، ج 3 قبل از اسلام ، ص 194 - 193 .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 683 | حكيم أبو القاسم الفردوسي