تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 738

مساهمون:

ص٧٣٨

پس بار ديگر بانگ كارناى و خروش زنگ و دراى هندى برخاست . از بانگ آن سواران پرخاشخر و از درخشيدن تيغها و زخم تير و از آن پيكار و گرز و ژوپين و تير ، زمين همچون درياى كرف گشت . سر و دستهاى بسيارى بدون تن بر آن دشت افتاده و گوشهاى فراوانى پر از زخم گوپال گشته بود . دليران سپاه ايران به جنگ پشت كردند . ليك پهلوانانى چون توس و گودرز و گيو دلير و شيدوش و بيژن و رهّام شير ، همگى از جان گذشته ، در پيش سپاه ، جوياى رزم شدند . توس نيز با نامداران و مرزبانانى مىجنگيد . خونهاى بسيارى ريخته شد ، ولى پهلوانان از پشت سر بگريختند . سرانجام موبدى از ميان سپاه ايران ، توس پهلوان را بخواند و به دو گفت : ببين كه در پشت سر تو هيچ سپاهى نمانده است . پس نبايد كه تورانيان تو را در ميان خود گيرند و سپهبد سپاه ما را زيانى آورند . توس به گيو دلير گفت : براستى كه اين سپاهيان را خِرَد در سر نيست كه در چنين روزى ما را بدين گونه رها كردند و رفتند . اينك تو برو و آن سپاه را از سرزنش دشمن و شرم شاه بيآگاهان و بازگرد . گيو برفت و همهء آن سپاهيان را بازگرداند . ليك همهء آن دشت را پر از كشته يافتند . توس سپهبد به بزرگان سپاه گفت : اكنون كه شب فرا رسيده و همه‌جا چون دريايى از خون گشته ، بايد اگر بتوانيم در جايى آرامش گزينيم . رفتن ايرانيان به كوه هماون « 1 » پس همگى جگر خسته از درد خويشان و سرافكنده از آن درد بازگشتند . در همان هنگام ماه چونان شاه پيروزى كه بر تختى از پيروزه بنشيند ، سر از كوه برآورد .

هامش
( 1 ) - شهيدى مازندرانى كوه هماون را در فاصله ده فرسنگى رود شهد با يكى از شاخه‌هاى كوههاى كپه‌داغ و كوه هزار مسجد در شمال خراسان امروزى قابل سنجش دانسته است . راهنماى نقشهء جغرافيايى شاهنامهء فردوسى ، ماده كوه هماون .