تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 649

مساهمون:

ص٦٤٩

پادشاهى كى خسرو پادشاهى كى خسرو شست سال بود « 1 » آغاز داستان اكنون سخن از گفتهء باستان آيد ، كه خسرو چگونه بر تخت مىنشيند و چگونه سپاهى به توران مىفرستد . اگر از بخشش كردگار سپهر ، زندگى و جوانى برايم بماند ، از اين نامهء نامور باستان ، داستانى در گيتى به يادگار گذارم . به پاليز چون بركشد سرو شاخ * سر سبز شاخش برآيد ز كاخ به بالاى او شاد باشد درخت * كه بيندش بينا دل و نيكبخت دل از روزگارش همىپرورد * جهانى ز كردار او برخورد سزد گر گمانى برى بر سه چيز * كزين سه گذشته چه چيزست نيز هنر با نژادست و با گوهرست * سه چيزست و هر سه به بند اندرست هنر كى بود تا نباشد گهر * نژاده كسى ديده‌اى بىهنر گهر آن كه از فرّ يزدان بود * نيازد به بد دست و بد نشنود نژاد آن كه باشد ز تخم پدر * سزد كآيد از تخم پاكيزه بر

هامش
( 1 ) - اجماع مورخان و روايات سنت پارسيان بر همين است كه مدت شاهى كى خسرو 60 سال بوده است . تنها برخى اين مدت را 80 سال دانسته‌اند . اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 10 ، مجمل التواريخ و القصص ، ص 48 ، البته در كتاب اخير يك روايت ديگر مبنى بر 60 سال حكومت او موجود است . در تجارب الامم فى اخبار ملوك العرب و العجم ، ص 108 اين مدت 100 سال ذكر شده است .