تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦

آنگاه به سوى كاخ روى نهاد . نژاد فرود پسر سياوش « 1 » در همان هنگام ناگهان سوارى چون باد بيآمد و سياوش را مژده داد كه : از دختر پيران ، كودكى به مانند ماه براى سياوش بيآمد و نامش را فرود « 2 » نهادند . در همان دل شب تيره ، چون پيران از آن كار آگاه شد ، هماندم مرا به همراه سوارى ديگر گفت : برو و اين مژده را به نزد سياوش شاه ببر . جريره ، سِر بانوان گرامى ، مادر آن كودك ارجمند نيز كه بخفته بود بفرمود تا دست آن كودك را بر لركيماس بزدند و آنگاه آن دستش را بر پشت نامه‌اى نهادند و مادرش بفرمود كه : آن را به نزد سياوش ببر و او را بگوى كه هر چند من خردسال بودم ، ولى يزدان پاك مرا شاد كرد . سياوش چون آن سخنان بشنيد ، به دو گفت : تخت بزرگى هرگز از اين بچّه ، تهى مبادا . آنگاه چندان درم به آن فرستاده داد كه آورندهء آن درمها به سختى آنها را كشيد . گرسيوز نيز چون اين مژده بشنيد ، گفت : امروز پيران با شاه جفت گرديد . پس همگى شادان به كاخ فرنگيس رفتند و سياوش ، فرنگيس را نيز از آن كار مژده داد . فرنگيس را ديد كه بر تخت پيلسته بنشسته و تاجى از پيروزه بر سر نهاده و چندين كنيز زرّين كلاِه ماهرخ به پيش آن ماه بايستاده بودند . فرنگيس از تخت به زير آمد و او را نماز برد و از او در بارهء رنج آن راه دراز بپرسيد . ليك دل و مغز گرسيوز به جوش آمد و ديگر گونه گشت . در دل گفت : سالى ديگر نگذرد كه سياوش كسى را به چيزى نشمرد . هم پادشاهى و تخت دارد ، هم گنج و سرزمين و سپاه . بارى گرسيوز

هامش
( 1 ) - اين كلمهء « نژاد » در اينجا كاملاً زائد به نظر مىرسد . در نسخ ديگر نيز وجود ندارد و در نسخهء وولرس ، ج 3 ، ص 630 بجاى اين كلمهء ، « زادن » به كار رفته است كه صحيح به نظر مىرسد .
( 2 ) - فرودFardاين نام به صورت فِرودFerdنيز ذكر شده است . ر . ك . برهان قاطع ، ماده فرود 99 .Justi , Iranisches , Namenbuch , pتلفظ فُرودFordغلط است و فَرودFardصحيح مىباشد .