تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧

مىبايست ازو پديد مىآمد و از آن رو هنوز مىبايست چندى مىجنبيد و مىچريد . « 1 » ليك در آن زمان ، او را پشيمانى و رنجى سخت رسيده بود . به زارى درون آن بيشه بمانده و پيوسته به درگاه كردگار ، نيايش مىكرد . باز آوردن رستم ، كاووس را و كاووس [ در آن بيشه ] پيوسته از آن گناه كه كرده بود ، از پروردگار پوزش مىخواست . از ديگر سو سپاهيان به جستجوى او در هر جا برآمده بودند ، كه در همان هنگام رستم و گيو و توس از او آگهى يافتند . پس با سپاهيان و پيل و كوس بدانجا رفتند . گودرز پير به رستم گفت : از آن زمان كه از شير مادر بگرفته شده‌ام تا كنون فرمانروايى شاهان و بزرگان بيدار بخت بسيارى را در گيتى ديده‌ام ، ليك هرگز كسى را از كهتران يا مهتران ، چون كاووسِ خودكامه در گيتى نديدم . نه انديشه و خِرَد و دانش دارد و نه هوش و دلش بر جاى است . گويى مغز در سر ندارد . تا كنون يك انديشهء او نيز نيك نبوده است . هيچيك از نامداران پيشين هرگز آهنگ رفتن به سوى آسمان نكردند . « 2 » او همچون ديوانگان ، بىراه و انديشه است و به هر بادى كه وزد ، بدان سو شود . پس آن پهلوانان ، نكوهش كنان و پرخاش جوى و تيز به پيش كاووس رسيدند و گودرز ، او را گفت : ترا بيمارستان ، زيبنده‌تر از اين باغ و بوستان است . به هيچ كس انديشه‌هاى بيهوده‌ات را نمىگويى و هر دَم جاى خويش را به

هامش
( 1 ) - چنان كه ملاحظه مىشود در اينجا حكيم فردوسى واژه‌هاى جنبيدن و چريدن را براى كى كاووس به كار برده است يعنى واژه‌هايى را كه غالباً براى حيوانات به كار مىبرند و مراد او از اين كار ، اين بوده است كه نشان دهد كى كاووس با آن همه بىخِرَدى كه كرد ، ديگر همچون حيوانى گشته بود كه تنها فايدهء بودن او از آن پس اين بود كه سياوش از او زاده شود .
( 2 ) - البته پيش از كى كاووس ، مسئله پرواز در آسمان براى جمشيد نيز ذكر شده است و چنان كه در جلد اول از كتاب حاضر ديده شد ، ديوان ، او را به آسمان بردند . اما در مورد كى كاووس گويا همچنانكه در سنت پارسيان نيز آمده است ، هدفى سيتزه‌جويانه با آسمان در ميان بوده است . چنان كه بعد از اين زمان ، در مورد نمرود نيز چنين مسأله‌اى روايت شده است .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 377 | حكيم أبو القاسم الفردوسي