تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧

كى كاووس « 1 » « پادشاهى كى كاوس و آهنگ مازندران » پادشاهى او سد و پنجاه سال بود « 2 »

هامش
( 1 ) - نام كاووس در اوستا به صورت كَوى اوسَنkavi usanآمده است . جزء اول اين نام يعنى كَوى ( كَوَ ) )( kava ) kaviهمان كِى است . اما معناى جزء دوم يعنى اوسَنusanبه تفاوت ذكر شده است در اوستا اين نام به معنى اراده و ميل و آرزو و در تفسير پهلوى آن به معناى خرسندى به كار رفته است . بارتولومه آن را مشتق ازusaمىداند به معناى داراى چشمه‌ها . اما اشپيگل و يوستى آن را آرزومند ، با اراده و توانا ترجمه كرده‌اند . اين نام در پهلوى به صورت كايوسkysآمده است . در وِدا نام فوق به صورت اوشَن َuanaذكر شده است . نام كى كاووس در اوستا در بهرام يشت ، فقره 39 ، زامياد يشت فقره 71 ، آبان يشت فقرات 46 - 45 ذكر شده است . ر . ك . پورداود ، يشتها ، ج 1 ، ص 214 و ج 2 ، ص 236 - 234 برهان قاطع ، ماده كاووس حواشى معين 334 .Justi , Iranisches , Namenbuch , p. اين نام در برهان قاطع به معناى اصيل و نجيب آمده است . ماده كى كاوس . هنگام بحث در بارهء نام كاووس بايد دقت شود كه اين نام در زبان فارسى و بعضى از متون پهلوى اندكى از صورت اصلى خود خارج شده است : بدين معنى كه كلمهء كاووس چنان كه ديده شد به تنهايى مركب از كوى اوسن است و بنا بر اين كاووس يعنى كوى اوسن كه در زبان پهلوى به كياوسkayusتبديل يافته است . با اين حال در زبان فارسى يك بار ديگر كلمهء كِى را بر اين اسم افزوده‌اند ، چنان كه كى كاووس معادل است با كى كى اوس . صفا ، حماسه سرايى ص 501 . در تواريخ اسلامى 2 لقب براى كى كاووس ذكر كرده‌اند : الف - وَدْخِرَد كه به معناى بَد خِرَد يا بدانديش است . مجمل التواريخ و القصص ، ص 417 . ب - لقب دوم نَمُردNamordاست . خوارزمى ، مفاتيح العلوم ، ص 100 بيرونى ، آثار الباقيه ، ص 139 . چنين به نظر مىرسد كه اين لقب اخير يكى از دلايلى باشد كه چنان كه بعداً خواهد آمد ، بدون توجه به اِعراب اين واژه او را همان نَمْرُد يا نمرود پنداشته‌اند .
( 2 ) - اجماع تواريخ اسلامى و سنت پارسيان بر اين است كه كى كاووس چنان كه در همين روايت حكيم فردوسى ديده مىشود مدت 150 سال حكومت كرد . تنها صاحب مجمل التواريخ و القصص در كنار همين روايت 150 سال ، خبر ديگرى حاكى از 160 سال حكومت او ذكر كرده است . ص 45 . يعقوبى نيز اين مدت را 120 سال دانسته است . تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 193 .