تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦

زو را پسرى بود به نام گرشاسپ « 1 » كه پس از او بر تخت شاهى ايران نشست و تاج بر سر نهاد و دست به نيكى بگشاد . ليك در همان زمان به تركان آگهى رسيد كه زو درگذشت و تخت ايران ، همچنان كه پيشتر بود ، بىشاه گشت . پس افراسياب برخروشيد و كشتى بر آب افكند و به خوار رى آمد . پيشتر ، آن زمان كه در زمان زو به سبب تنگى و خشكسالى ، ايران و توران با يكديگر آشتى بكردند و افراسياب با سپاهيانش به توران زمين بازگشت ، پدرش - پشنگ - به او روى ننمود و هيچ كس درودى از او براى افراسياب نيآورد . چرا كه پشنگ به سبب كشته شدن اغريرث بدست افراسياب ، ازو دلگير و كينه‌ور شده بود . پس از اين كه چندين سال ، پشنگ با افراسياب ديدار نكرد و سخنى نگفت ، فرستاده‌اى به نزد افراسياب فرستاد و او را گفت : اگر كسى پس از من سزاوار تخت شاهى بود ، او تنها اغريرث بود . تو از زال ِ مرغ پرورده گريختى و خون برادرت بر زمين ريختى . من ترا به جنگ دشمن فرستادم ، ليك تو در برادرت بيآويختى . اينك ديگر مرا تا جاودان ، با تو كارى نيست و هرگز راهى به ديدار من نخواهى داشت . اين چنين بود ، تا اين كه گرشاسپ پسر زو نيز پس از نُه سال شاهى درگذشت . « 2 »

هامش
( 1 ) - در باب نسب گرشاسپ نيز روايات بسيار متفاوتى وجود دارد . برخى همچون حكيم فردوسى ، گرشاسپ را پسر زو دانسته‌اند . ر . ك . مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 86 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 39 و 14 - 13 . برخى ديگر او را برادرزادهء زو يعنى پسر ويشتاسپ ( اسباس ) پسر تهماسپ پسر منوچهر دانسته‌اند و مادر گرشاسپ را نيز نبيره يا دختر ابن يامين بن يعقوب پيغمبر ( ع ) ذكر كرده‌اند . ر . ك . ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 39 و 14 ميرخواند ، روضة الصفا ، ج 1 ، ص 568 نويرى ، نهاية الإرب ، ج 10 ، ص 152 . بلعمى او را از فرزندان فريدون دانسته است . تاريخ بلعمى ، ج 1 ، ص 523 . و ابن خلدون او را در يك روايت از فرزندان تور پسر فريدون و در يك روايت ديگر فرزند منوچهر دانسته است . العبر ، ج 1 ، ص 177 . مسعودى او را برادر زو گفته است . مروج الذهب ، ج 1 ، ص 226 . بعضى نيز او را نبيرهء زو دانسته‌اند . ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 39 . در بندهش ذكر 3 پسر و يك دختر از زو شده است ، ليكن نامى از ايشان برده نشده و تنها نام قباد ( كى قباد ) ذكر شده كه او نيز فرزند خوانده زو بوده است ولى نام ديگرى از فرزندان زو برده نشده است . ص 150 .
( 2 ) - مستوفى در يك روايت متفاوت ، آورده است كه چون افراسياب به ايران حمله كرد ، گرشاسپ به جنگ او رفت و در آن جنگ كشته شد و افراسياب بر ايران چيره شد . تاريخ گزيده ، ص 86 .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 276 | حكيم أبو القاسم الفردوسي