تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥

گرشاسپ « 1 » پادشاهى او نه سال بود « 2 »

هامش
( 1 ) - پيش از هر چيز در باب اين گرشاسپ بايد گفت ، گرشاسپى كه در اينجا ذكر مىشود با گرشاسپ پهلوان كه از نياكان رستم بوده است و پيش از اين در بارهء آن سخن گفته شد ، تفاوت دارد و او نيست ، گرچه برخى اين گرشاسپ را به اشتباه همان گرشاسپ پهلوان سيستانى دانسته‌اند . ليكن به شاهى او قائل نيستند ، بلكه او را سپهسالار زو مىدانند . ر . ك . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 367 گرديزى ، زين الأخبار ، ص 42 جوزجانى ، طبقات ناصرى ، ج 1 ، ص 141 . برخى اين گرشاسپ را بدرستى متمايز از گرشاسپ پهلوان دانسته‌اند ، ليكن زو را آخرين شاه پيشدادى محسوب داشته ، گرشاسپ را وزير زو گفته‌اند . ر . ك . طبرى ، همان ، ج 2 ، ص 367 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 1 ، ص 523 مجمل التواريخ و القصص ، ص 416 و 90 مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 68 نويرى ، نهاية الإرب ، ج 10 ، ص 152 . عده‌اى نيز هم زو و هم گرشاسپ را در يك زمان با هم شاه دانسته‌اند و آنها را شريك يكديگر در شاهى شمرده‌اند و معتقدند كه در طى اين مدت ، زو به كارهاى آبادانى مىپرداخت و گرشاسپ به امور جنگى . ر . ك . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 227 - 226 ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 101 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 39 خوارزمى ، مفاتيح العلوم ، ص 100 اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 35 . بعضى نيز معتقدند كه در همان زمان زو ، گرشاسپ نيز شاه بوده اما اين دو شريك يكديگر نبوده‌اند بلكه گرشاسپ در بخشى ديگر از مملكت حكم مىرانده است . مجمل التواريخ و القصص ، ص 44 و 28 . برخى ديگر معتقدند كه چون زو پير شده بود و احتمال در گذشت خود را مىداد ، در حال حيات خود ، از شاهى كناره گرفت و گرشاسپ را شاه كرد . مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 86 ليكن مستوفى در ادامه مىنويسد كه گرشاسپ در همان حال حيات پدرش نيز از دنيا رفت ميرخواند ، روضة الصفا ، ج 1 ، ص 568 . و بطور كلى آنچه كه حكيم فردوسى در باب نحوه شاهى گرشاسپ كه پس از درگذشت زو بوده است ، بيان داشته ، با روايت غالب مورخان همخوانى ندارد .
( 2 ) - از آنجا كه چنان كه ديده شد روايات بسيار مختلفى در باره شاهى گرشاسپ وجود دارد و برخى اصلاً او را شاه ندانسته و برخى شريك زو دانسته و يا برخى وزير و اندكى نيز او را شاه دانسته‌اند ، در مورد مدت سلطنت او نيز طبعاً روايات متفاوتى وجود دارد . مسعودى و طبرى مدت شاهى او را 3 سال دانسته است . التنبيه و الاشراف ، ص 85 تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 367 . حمزه اصفهانى معتقد است كه وى با زو مدت 9 سال حكومت كرد . تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 10 . مستوفى مىنويسد به اتفاق زو مدت 11 سال حكومت كرد تاريخ گزيده ، ص 86 . نويرى در يك روايت ديگر مدت شاهى او را 20 سال آورده است . نهاية الإرب ، ج 10 ، ص 152 .