تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١

اين پس پنج سال پادشاهى كرد . آن زمان كه بر تخت نشست كهن سال بود و هشتاد سال از زندگانى او بگذشته بود . زو گيتى را با داد و خوبى تازه كرد و سپاهيان را از راه بدى بازداشت و همواره در راه يزدان پاك گام برداشت و هرگز كسى را به بند نكشيد و نيآزرد . ليك در همان زمان خشكسالى بزرگى در كشور پديد آمد و هيچ بارانى نباريد و گياهى نرست . با اين همه دو سپاه ايران و توران پنج ماه با يكديگر جنگيدند . ليكن سرانجام از آن تنگى و خشكسالى ، هر دو سپاه بيچاره گشتند و به فرياد آمدند كه : اين بدى كه از آسمان به ما رسيده ، از خود ماست . پس فرستاده‌اى به نزد زو روانه داشتند و گفتند كه : از اين جنگى كه ما بكرديم ، جز درد و رنج و اندوه به ما نرسيد . پس اينك دستورى ده تا با يكديگر راه آشتى جوييم . پس چنين بكردند و سر پهلوانان از جنگ تهى گشت و هر دو سپاه بر آن شدند تا ديگر از كينهء كهن و كار گذشته ياد نكنند . پس از جيحون تا مرز روم و از سوى ديگر تا به چين و ختن « 1 » را به تورانيان سپردند و بر آن نهادند كه ديگر از آن پس هرگز تركان به سرزمينهاى اين

هامش
( 1 ) - ختن : در نقاط دور دست تركستان كه يكى از ايالات چين بشمار مىرود و سين كيانگ خوانده مىشود ، واحه‌اى قرار دارد كه شمال آن را صحرا و جنوبش را كوههاى بلند فرا گرفته ، آن شهر ختن است كه دو رود يشم سياه و يشم سفيد از آن مىگذرد . برهان قاطع ، ص پانزده مقدمهء .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 271 | حكيم أبو القاسم الفردوسي