تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠

آمدن افراسياب به ايران زمين چون بهار فرا رسيد و دشت از گياهان پر شد . سپاهى بيكران از پهلوانان توران از سرزمين ترك و چين به سوى ايران زمين روى نهاد . چون لشگر به نزديك جيحون رسيد ، نوذر آگه شد . پس با سپاهيانش از كاخ به سوى دشت شدند و به راه دهستان روى نهادند . قارن ، سپهسالار بود و نوذر شاه در پس او روان بود . پس سراپردهء شاه را بر دشت نزديك دهستان در كنار بارو بركشيدند . از ديگر سو ، در همان زمان افراسياب آگاه شد كه سام نريمان بمرد و زال در كار ساختن دخمه براى اوست . پس از بخت خود بسيار شاد شد و دو تن از سالاران دلير سپاه را به نامهاى شماساس « 1 » و خزروان « 2 » با سى هزار سپاهى به جنگ زال به سوى زابلستان فرستاد و خود با سپاهيانش به سوى دهستان رفت . چون به دهستان رسيد ، سراپرده‌اى بر كشيد . سپاه افراسياب چهارسد هزار تن بودند كه در بيابان همچون مور و ملخ مىجوشيدند . سپاهيان نوذر شاه نيز سد و چهل هزار تن سوار جنگى بودند . شبانگاه افراسياب به هنگام خواب نامه‌اى براى پدرش - پشنگ - بنوشت كه : نيكى جستيم و اينك به چنگ آمد . همهء لشگر نوذر را اگر بشماريم ، يك جا شكار ما مىگردند . نيز بدان كه سام نيز از پسِ منوچهر در گذشت و ديگر به اين كارزار نيايد . مرا همواره در ايران زمين از او بيم در دل بود ، ليك اكنون كه او درگذشته است از ايران كينه مىجوييم . اينك زال زر در كار ساختن ستودان « 3 » براى اوست و ديگر دست و دل

هامش
( 1 ) - شماساسamss. اين نام مىتواند از ريشه عبرىammsبه معناى خادم در كيش آفتاب پرستى بوده باشد .
( 2 ) - خزروانXazarwn171 .Justi , Iranisches , Namenbuch , P. اين نام به صورت خزوزان نيز ضبط شده است . ر . ك . ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 95 .
( 3 ) - ستودان همان استودانOstodnاست . جزء اول آن به معنى استخوان است و دان ، پسوند مكان باشد . دخمه‌اى را مىگويند كه ايرانيان باستان ، جسد شاهان و بزرگان را در آن مىنهادند و نيز به گودالى گفته مىشود كه اجساد عوام را در آن مىنهادند تا گوشتشان طعمه كركسها و لاشخوران گردد و استخوانشان در آنجا بماند . گرچه عموماً اين رسم را مربوط به زرتشتيان دانسته‌اند ، ليك در اصل از ادوار بسيار پيش از زرتشت نيز مرسوم بوده است .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 250 | حكيم أبو القاسم الفردوسي