تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥

پايگاهش بنواخت . فرستادن سر سلم را به نزد فريدون پس آنگاه منوچهر سر سلم را با نامه‌اى به همراه فرستاده‌اى به سوى فريدون روانه ساخت . در نامه نوشت : گيهاندار پيروزگر را سپاس كه نيرو و هنر از اوى است و همهء نيك و بد ، به زير فرمان او و همهء دردها زير درمان اوست . و آفرين خداوند بر فريدون خردمند ، شاه بيدار زمين ، گشايندهء بندهاى بدى ، خداوند شكوه و فرّه ايزدى ، بدان كه ما به نيروى شاه ، از سواران چين كينه كشيديم و سر آن دو بيدادگر را به شمشير كين بريديم . اينك من از پسِ اين نامه همچون باد بيايم و هر آنچه را كه رفته است بگويم . آنگاه منوچهر ، شيروى را به سوى دژ الانان فرستاد و بفرمود تا همه گنجهاى آن را برگيرد و بر پشت پيلان كرده ، به درگاه فريدون آورد . پس از آن منوچهر با سپاهيانش از دريا به دشت و از آنجا به سوى تميشه به نزد فريدون راند . از ديگر سو ، در همان زمان شيروى با پيلانى كه بر پشتشان تختهاى پيروزه و زرّين ، آراسته با ديباى چينى و همه گونه گوهرها - كه از دژ الانان آورده بود - با كشتى از راه درياى گيلان « 1 » به سارى رسيد و از آنجا روى به تميشه نهاد . فريدون نيز از سوى ديگر با ايرانيان و گيل مردان و سپاهيان كه در پشت او روان بودند ، پياده به پيشواز آمده بود . چون منوچهر از دور ، درفش فريدون را بديد ، از اسپ به زير آمد و زمين را ببوسيد و او را آفرين گفت . فريدون او را بفرمود تا بر نشست ، آنگاه منوچهر را ببوسيد و دستش را در دست گرفت . پس همگى به كاخ شدند و فريدون كسى را به نزد سام نريمان فرستاد و از او خواست كه زود به نزد ايشان آيد . سام ، اندكى پيش ، از براى يارى فريدون در آن جنگ ، از هندوستان آمده بود و با خود ، بدون آنكه فريدون از او چيزى بخواهد ، چندان دينار و گوهر آورده بود كه شمار آن را كس ندانست . چون سام به نزد فريدون و منوچهر رسيد ،

هامش
( 1 ) - درياى گيلان نام ديگر درياى خزر است . و از اسامى ديگر آن درياى مازندران و درياى آبسكون است .
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى) — صفحة 165 | حكيم أبو القاسم الفردوسي