[ به شهر اندرون نعره بر داشتند * از ان پس همه شهر بگذاشتند ]
[ همه پيش من جنگ جوى آمدند * چنان خيره و پوى پوى آمدند ]
[ سپه جنب جنبان شد و روز تار * پس اندر فراز آمد و پيش غار ]
[ نبيره جهاندار سلم بزرگ * به پيش سپاه اندر آمد چو گرگ ]
[ سپاهى بكردار مور و ملخ * نبد دشت پيدا نه كوه و نه شخ ]
[ چو برخاست زان لشكر گشن گرد * رخ نامداران ما گشت زرد ]
[ من اين گرز يك زخم برداشتم * سپه را هم آنجاى بگذاشتم ]
[ خروشى خروشيدم از پشت زين * كه چون آسيا شد بريشان زمين ]
[ دل آمد سپه را همه باز جاى * سراسر سوى رزم كردند راى ]
[ چو بشنيد كاكوى آواز من * چنان زخم سرباز كوپال من ]
[ بيامد بنزديك من جنگ ساز * چو پيل ژيان با كمند دراز ]
[ مرا خواست كارد بخم كمند * چو ديدم خميدم ز راه گزند ]
[ كمان كيانى گرفتم بچنگ * به پيكان پولاد و تير خدنگ ]
[ عقاب تكاور بر انگيختم * چو آتش به دو بر تبر ريختم ]
[ گمانم چنان بد كه سندان سرش * كه شد دوخته مغز تا مغفرش ]
[ نگه كردم از گرد چون پيل مست * بر آمد يكى تيغ هندى بدست ]
[ چنان آمدم شهريارا گمان * كزو كوه زنهار خواهد بجان ]
[ وى اندر شتاب و من اندر درنگ * همى جستمش تا كى آيد بچنگ ]
[ چو آمد بنزديك من سرفراز * من از چرمه چنگال كردم دراز ]
[ گرفتم كمربند مرد دلير * ز زين بر گسستم بكردار شير ]
[ زدم بر زمين بر چو پيل ژيان * بدين آهنين دست و گردى ميان ]
[ چو افگنده شد شاه زين گونه خوار * سپه روى برگشت از كار زار ]
[ نشيب و فراز بيابان و كوه * بهر سو شده مردمان هم گروه ]
سوار و پياده ده و دو هزار * فگنده پديد آمد اندر شمار
چو بشنيد گفتار سالار شاه * بر افراخت تا ماه فرخ كلاه
چو روز از شب آمد بكوشش ستوه * ستوهى گرفته فرو شد بكوه
مى و مجلس آراست و شد شادمان * جهان پاك ديد از بد بدگمان
ببگماز كوتاه كردند شب * به ياد سپهبد گشادند لب
چو شب روز شد پردهء بارگاه * گشادند و دادند زى شاه راه
بيامد سپهدار سام سترگ * بنزد منوچهر شاه بزرگ
چنين گفت با سام شاه جهان * كز ايدر برو با گزيده مهان
بهندوستان آتش اندر فروز * همه كاخ مهراب و كابل بسوز
نبايد كه او يابد از بد رها * كه او ماند از بچّهء اژدها
زمان تا زمان زو بر آيد خروش * شود رام گيتى پر از جنگ و جوش
هر آن كس كه پيوستهء او بود * بزرگان كه در دستهء او بود
سر از تن جدا كن زمين را بشوى * ز پيوند ضحاك و خويشان اوى
چنين داد پاسخ كه ايدون كنم * كه كين از دل شاه بيرون كنم